Explaining Polyphony in Interactive Arts

نویسندگان
doi
10.22055/pyk.2025.20285
چکیده

مقدمه: پست‌مدرن، بستر پویای خلق نظریه‌ها و فرم‌های جدیدی است که زمینه‌ساز تحولاتی شگرف در حوزه‌های مختلف بوده است. برخی از این نظریه‌ها، ماهیت هنر مدرن را مورد انتقاد قرار می‌دهند و زمینۀ بروز هنرهای جدید را فراهم می‌سازند. چندصدایی را به‌عنوان رویکردی نوین در ادبیات و هنر، نخستین‌بار «باختین» مطرح کرد و در ایجاد و تکمیل برخی نظریه‌های پست‌مدرن حضوری قابل تأمل دارد. از سوی دیگر، هنر تعاملی به‌عنوان هنری نوگرا تعریف جدیدی از مؤلف، مخاطب، تجربیات شخصی و خلق اثر هنری ارایه می‌دهد. هدف از این مقاله، معرفی رابطۀ رویکرد چندصدایی و هنر تعاملی است و در پیِ پاسخگویی به این پرسش است که نظریه چندصدایی باختین بر کدام مبانی نظری استوار است و چگونه می­‌توان از آن به عنوان چارچوبی در تحلیل هنر تعاملی استفاده کرد؟ روش پژوهش: این پژوهش از نوع بنیادی است و با روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه‌ای است. ابزار تحلیل، نظریۀ چندصدایی باختین است و مطالعۀ موردی آن بر روی سه چیدمان تعاملی انجام یافته است. یافته‌ها : هنر تعاملی به‌واسطۀ همگامی با فناوری، تجربیات جدیدی را در مخاطب هنری ایجاد می‌نماید و بر مبنای کنش‌های مداخله‌گر مخاطب، در دو دسته قابل طبقه‌بندی هستند: اول آثاری که بر مبنای کنش‌های فیزیکی مخاطب شکل می‌گیرند و دوم آثاری که بر ایده‌های ذهنی و حسی مخاطب استوار می‌شوند. نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که هنر تعاملی به‌دلیل ماهیت آن، بستر مناسبی برای هم‌حضوری و تظاهر ایده‌های متکثر مخاطبانی است که در تعامل با اثر هنری ورود یافته و در فرآیند و تکمیل آن، مؤلف اولیه را همراهی می‌کنند. از این‌رو اغلب آثار تعاملی، به آثاری چندصدا تبدیل می‌شوند که بیانگر ایده‌های مخاطبان متعامل با اثر، به‌عنوان خالقان ثانویۀ آن هستند.