کارکردهای داستان حضرت موسی(ع) در شعر سبک خراسانی و عراقی

نویسندگان

1 استادگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشجوی دکتری بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
چکیده

 حضور حجم گستردۀ توأم با ظرفیت‏های فکری و بلاغی داستان‏های پیامبران در قرآن کریم، مایۀ پذیرش نقش‏های گوناگون از سوی این قصص قرآنی در عرصة شعر فارسی شده‏است. در این‏ میان، گستردگی رخدادهای دورة حیات و تنوّع ابعاد شخصیتی حضرت موسی کلیم‏الله(ع) در قرآن، به‏ویژه تقابل او با نیروهای مخالف در چندین جبهۀ اعتقادی، سیاسی و اقتصادی، سبب شده‌است سرایندگان فارسی‌زبان هریک به‌تناسب افق فکری خود دریافت‏های گوناگونی از آن به‌عمل آورند و به‏دلیل اشتمال آن بر گزیده های حکمت و عرفان و چکیدۀ نظریّات تعلیمی صوفیه و اهل تصوّف، آن را آیینۀ طریقت و دستورالعمل آموزه‌های خود قرار دهند. موضوع این مقاله، تحلیل کارکرد‌های چندگانۀ داستان موسی(ع) در شعر فارسی با تأکید بر نقش و بن‏مایه‏های تعلیمی و تربیت عرفانی آن، بر پایۀ دو شیوة سندکاوی و بررسی توصیفی است. بر اساس این پژوهش، کارکردهای این قصّه در شعر فارسی دارای چهار گونۀ ستایشی، وصفی، تعلیمی و عرفانی است و دو کارکرد اخیر، افزون بر هم‏سویی با اهداف قرآنی آن، از جذّابیت، لطایف عرفانی، دلالت‏های معنایی چندگانه و نقش‏های انگیزشی و اقناعی برخوردار است و به‌همین‌‌سبب، در نظام تربیت اجتماعی و تعلیم باطنی ایرانیان پیوسته به‌عنوان «رسانة» تربیتی و معرفتی مورد توجّه بوده‌است.