Comparative Study of the Gravestones of Qaleh Shadab of Dezful and Shahsavar of Izeh from the Perspective of Cultural Ecology
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
doi
10.22055/pyk.2025.20052چکیده
مقدمه: در محدودۀ استان خوزستان در میان کوههای زاگرس در دو منطقه مختلف با فاصله حدود ۲۵۰ کیلومتری از یکدیگر، دو مزارستان از مردمی از ایل بختیاری، علیرغم وجود بنمایههای فرهنگی مشترک، ساختار شکلی مزارها و عناصر بصری نمادین آنها تفاوتهای آشکاری با یکدیگر دارند. این مزارستانها یکی «شهسوار ایذه» و دیگری «قلعۀ شاداب» دزفول است که مشابهتهای آنها، بیشتر متأثر از از فرهنگ مناطق همجوار به آنهاست. هدف این پژوهش، شناخت بنمایههای فرهنگی این دو مزارستان و چیستی و چگونگی شباهتها وتفاوتها آنها و پرسش پژوهش حاضر، چیستی و چرائی این تفاوتها و تشابهات و چگونگی بروز اینبنمایهها از منظر انسانشناسی فرهنگی، با اتکاء به نظریۀ بومشناسی فرهنگی استیوارد است. روش پژوهش: این پژوهش رویکرد کیفی دارد و به شیوۀ تطبیقی با بهرهگیری از دانش نشانهشناسی و با اتکاء به شواهد بصری و دادههای برآمده از منابع میدانی و پایگاههای آن توصیف و تحلیل و تفسیر و نتایج آن ارائه میشود. یافتهها : مزارستان شهسوار، بازتاب پاسداشت بزرگان و خیرخواهان، سفرهداران، جنگاوران، شجاعان با عناصر محیطی یادمانی در قالب سنگمزار است؛ در حالی که در مزارستان قلعۀ شاداب این عناصر تا حدودی آیینی و مرتبط با خود سوگ یا بازنمایی فضائل دورۀ زیست متوفی در قالب عناصر روایی بصری منسجمتری است. نتیجهگیری: براساس آنچه از نظریۀ استیوارد دریافت شد، تأثیر مفاهیم سهگانۀ نظریۀ بومگرایی استیوارد، یعنی انطباق، علیت دو طرفه و نیز هستههای تغییرپذیر فرهنگ در آیینهای مرتبط با سوگ این دو مکان رؤیت شد و عناصر فرهنگی محیطی تبلور بیشتر و آشکارتری در عناصر نمادین هر دو منطقه داشته و همین موضوع موجب تمایز آشکار عناصر بصری و نمادین این دو منطقه شده و معناهایی را بازتولید کرده که در مزارستان شهسوار، که زیستن در دشتی پر آشوب بود، کلان روایت شجاعت با ترکیبی از پاسداشت بزرگان در قالب عنصر یادمانی شیرسنگی برجسته باشد و در مزارات قلعه شاداب در پناه دژی مسستحکم و سر به آسمان زندگی و عناصر آن پررنگ بهنظر آید.