بازاندیشی در ابعاد و گستره مفهوم سنّت

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا علوم سیاسی در دانشگاه علامه طباطبائی

2 عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی،دانشکده حقوق و علوم سیاسی

doi
10.30497/pk.2011.91
چکیده

مقاله حاضر حاصل پژوهشی اندیشه شناختی است. کاوش مفهومی «سنّت»، بازاندیشی در آن و ابعاد و گستره آن را به صورت هدف اصلی در کانون توجّه قرار داده است. برای این منظور تعابیر متعدّد درباره سنّت مورد بررسی قرار گرفته است. آن‌گاه به بررسی مفهوم شناختی آن در قالب نسبت این مفهوم با مفاهیم نزدیک و برابرداشت آن با مفهوم مقابل آن در ذیل نظریات غربی پرداخته شده است. هم‌چنین، علاوه بر چند پرسش مفهوم‌شناسانه، از توانمندی این مفهوم برای تبیین دستگاه نظری و نظام فکری نظریه‌پردازان سؤال شده است.در پایان با برقراری گونه خاص از پیوند میان بایستگی سنّت و نیز مقدماتی که در مفهوم‌شناسی ارائه شده است و توجّه به‌نظریات متعدّدی (مدرنیسم، پست‌مدرنیسم، جماعت‌گرایی) که سنّت در ذیل آن‌ها به بحث گذاشته شد و با روش استدلال استنتاجی تأکید شده است که «سنّت» به عنوان یک مفهوم غیرقابل گذر دارای چهار عنصر است: اولاً «آن مفروضاتی را تولید و تحکیم می‌کند که افراد بدون پرسش در هدایت زندگی روزمره به کار می‌گیرند»؛ ثانیاً «فهم و تفسیری از جهان ارائه می‌کند»؛ ثالثاً «در معنای وبری خود منبعی برای مشروعیّت بخشیدن به قدرتی که اعمال می‌شود بوده و موجّد اقتدار سنّتی است» و بالاخره این که «از طریق انتقال ارزش‌ها، اعتقادات و رفتار از گذشته به حال، منبعی برای هویّت‌بخشی محسوب می‌شود».