ساختار فهم اندیشه سیاسی اسلام

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.30497/pk.2011.9
چکیده

ساختار فهم اندیشه سیاسی اسلام دکتر ابراهیم برزگر تاریخ دریافت: 28/07/1389 تاریخ پذیرش: 12/09/1389 چکیده چگونه می‏توانیم فهم بهتری از محتوای اندیشه سیاسی اسلام یا مسلمین در گذشته یا حال داشته باشیم و به توضیح بهتری از این اندیشه‏های سیاسی دست یابیم؟ نظریه‏سازی می‏تواند با سؤالی دربارۀ مطلب و چیزهایی که می‏خواهیم بهتر بفهمیم آغاز شود. این مقاله به بهره‏گیری از آموزه‏های بین‏الأذهانی متفکران مسلمان، از روش قیاسی و سپس با رجوع به اجزای پراکنده و متنوع این اندیشه‏ها در جریان‏ها، متفکران و آثار مرتبط این حوزه از روش استقرائی کوشیده است تا به فهمی دستگاهمند از اندیشه‏های سیاسی اسلام دست یابد. سپس ارکان سه‏گانه دین اسلام یعنی اعتقادات و اخلاقیات و احکام به عنوان مسلّمات و یقینیات، به مثابۀ نقطه اطمینان‏بخش و سکویی مطمئن برای جستاری نظری در اندیشه سیاسی اسلامی قرار گرفته است. از این رو در اندیشه سیاسی اسلامی نیز اعتقاد سیاسی، اخلاق سیاسی و فقه سیاسی از ارکان تلقی شده است. ضمن شرح مختصر این سه، تعاملات شش‏گانه آن‏ها شناسایی و تأثیرگذاری‏های هر یک از آن‏ها بر دیگری در متن واقعیات فرد، جامعه و دولت تئوریزه شده است. در درون هر یک از این تعاملات شش‏گانه فروعات دیگری نیز شناسایی و سازماندهی نظری شده است. کثرت موضوعات هر یک از سبدهای سه‏گانه و تعاملات شش‏گانه، در درون سه قالب اسلام حق، اسلام محقق در نظر دانشمندان و اسلام محقق در عمل مسلمانان و اسلام محقق در عملکرد دولتمردان موجب شده است تا جستار نظری حاضر در مقام توضیح اندیشه و در مقام تولید اندیشه انعطاف داشته باشد. وجه انتقادی و رهائی‏بخشی آن در قدرت فاصله‏افکنی بین وضعیت موجود مسلمانان و وضعیت مطلوب اسلام است. به این ترتیب شناسایی قلّه‏های مطلوب و آرمانی در اسلام حق و نفس‏الامری دین به نوعی ساختن «مفاهیم خالص» می‏ماند که به مادر مطالعات پژوهشی مدد می‏رساند و فراتر از آن در کار سیاستگزاری اجرایی و طراحی نظام سیاسی مطلوب یاری می‏دهد، به نحوی که پژوهشگر یا سیاستگزار بداند در هر سبد معرفتی و تعاملات شش‏گانه بدنبال چیست؟ و چه تأثیرگذاری‏ها و تأثیرپذیری‏هایی را می‏توان انتظار داشت؟