تغییرات مکانی مقاومت کششی ریشه سرخبید (Salix elburensis) در حاشیه رودخانه کارون (مطالعه موردی: دشت سوسن)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 استاد، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3 دانشیار، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، کرج، ایران
4 استادیار، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیتمدرس، نور، ایران
5 دانشجوی دکتری، گروه جنگل داری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2018.116141چکیده
پوششهای گیاهی حاشیه رودخانهها با داشتن اثرات هیدرولوژیکی و مکانیکی مختلف میتوانند عامل مهمی در بهبود ویژگیهای پایداری خاک بهشمار آیند. یکی از مهمترین مشخصههای گیاه که بر پایداری و کنترل فرسایش تأثیرگذار است، مقاومت کششی ریشه گیاهان میباشد. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات مکانی مقاومت کششی ریشه درختان سرخبید (Salix elburensis) در فاصلههای مختلف از تنه و عمقهای مختلف خاک در بخشی از حاشیه رودخانه کارون (دشت سوسن) بود. پنج پایه برای نمونهبرداری سیستم ریشه بهصورت کاملاً تصادفی انتخاب و از روش نمونهگیری با سیلندر از هستههای خاک استفاده شد. نمونهگیری در سه عمق مختلف، در سه فاصله افقی و در چهار سمت درخت انجام شد. درنهایت، 97 آزمایش کشش موفق بر روی نمونههای ریشه انجام شد. روابط بین نیروی کششی- قطر و مقاومت کششی- قطر با استفاده از مدل خطی و تعمیمیافته و آزمون والد- مربع کای مقایسه شد. بر اساس نتایج، در عمقهای صفر تا 10، 20-10 و 30-20 سانتیمتری، میانگین مقاومت کششی بهترتیب 57/91، 46/96 و 46/27 مگاپاسکال بود. همچنین، در فاصلههای 0/5، 0/75 و یک متری، میانگین مقاومت کششی بهترتیب 29/21، 76/81 و 28/75 مگاپاسکال برآورد شد. قطر ریشه و نیروی کششی از رابطه توانی مثبت و نمایی پیروی کرده، ولی بین قطر ریشه و مقاومت کششی رابطه توانی منفی مشاهده شد. نتایج آزمون والد- مربع کای نشان داد که تفاوت معنیداری بین مقاومت کششی در سه عمق خاک و سه فاصله افقی وجود نداشت، اما قطر ریشه بهعنوان عامل کوواریت تأثیر معنیداری بر مقاومت کششی داشت.