لیبرالیسم، سکولاریسم و غرب جدید
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
10.30497/pk.2010.3چکیده
چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر محور رابطة دین و دولت به شکل عام، و دین و سیاست به شکل خاص بر آن است تا نشان دهد که سیر فلسفة سیاسی در غرب در دورة جدید، که این مقاله نقطة آغاز آن را تفکر سیاسی هابز و لاک میداند، با تحولی مواجه شده است که به لحاظ ماهوی با آنچه که قبل از آن به فلسفة قدیم یاد میشود، متفاوت است. به عبارت دیگر، این مقاله نشان میدهد که تقسیم فلسفة کلاسیک غرب صرفاً جنبة تاریخی نداشته است بلکه با قرائتی که در فلسفة جدید از آزادی و تعیین رابطة دین و سیاست ارائه میشود، دولت مدرن در غرب به لحاظ جوهری از جریان تفکر سیاسی و شیوة اجرای آن از اساس، متفاوت میشود. لذا به نظر میرسد که سیر آزادیخواهی که به لیبرالیسم منتهی میشود، نه تنها مختصات آزادی بلکه مدرنیته و سکولاریسم را نیز در درون خود جا داده است. این مقاله برای نشان دادن این اتصال در لیبرالیسم غرب، با مراجعه به آرای دو متفکر کلاسیک این حوزه، یعنی هابز و لاک، تلاش میکند تا لیبرالیسم غربی را با دو ستون اصلی آن، یعنی سکولاریسم و تجدد غربی تبیین کند.