نگرش امنیتی غرب و تهدیدات بینالمللی پس از جنگ سرد؛ مطالعة موردی برنامة هستهای جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده روابط بینالملل
2 کارشناس ارشد مطالعات منطقهای، گرایش مطالعات ایران از دانشکده روابط بینالملل
doi
10.30497/pk.2010.2چکیده
نگرش امنیتی غرب و تهدیدات بینالمللی پس از جنگ سرد؛ مطالعة موردی برنامة هستهای جمهوری اسلامی ایران چکیده پس از جنگ سرد نگرش خاصی در مورد امنیت بینالمللی، تهدیدات و تدابیر مربوط به آن در بین کشورهای غربی- اروپایی و آریکایی- شکل گرفت. چارچوب شناختی مزبور مبتنی بر نگرش غرب به برنامة هستهای ایران است. در این پژوهش، پرسش کلیدی آن است که نگرش امنیتی غرب به تهدیدات امنیت بینالمللی بعد از جنگ سرد تحت تأثیر چه عوامل مهمی شکل گرفته است؟ فهم چرایی رفتار خاص غرب در رویکرد امنیتی خود نسبت به برنامة هستهای ایران، این پژوهش را با مسائلی روبهرو میکند که در پاسخ به آنها با تلفیقی از نظریات روابط بینالملل در حوزههای رئالیستی و سازهانگاری میتوان امکان شناخت نظام نگرشی غرب در مورد امنیت بینالمللی و موضوع هستهای را فراهم کرد. در چارچوب این نگرش، برنامة هستهای ایران در پیوند با چالشهای نوین امنیت بینالمللی برای غرب قرار میگیرد. بدون فهم نظامشناختی غرب در زمینة امنیت بینالملل، درک رفتار مجموعة کشورهای غربی در پروندة هستهای ایران امکان ندارد. در این چارچوب ترکیبی، هم ساختار سیاست و قدرت بینالمللی و هم نگرش نخبگان بهصورت توأمان باید مدنظر قرار گیرد. با بررسی نظامشناختی غرب در قالب مدل تلفیقی میتوان از یک سو، علت اصلی تأکید غرب بر عوامل خارجی دستیابی ایران به فناوری هستهای را دریافت و از سوی دیگر، با توجه به ساختارهای غیرمادی و هنجاری، ریشة امنیت و ناامنی در نحوة تفکر غرب نسبت به برنامة هستهای ایران را مطالعه کرد. در نهایت، بر مبنای جایگاه ویژهای که ایران در سیاستهای امنیتی غرب پیدا میکند، موضوع هستهای ایران نمیتواند از موضوع کلی این کشور در رویکردهای امنیتی غرب جداییپذیر باشد و موضعگیری منفی بازیگران غربی در قبال مسئلة هستهای ایران خارج از استراتژیهای کلان غرب در نگاه به امنیت بینالملل و تغییرات ایجادشده در مفهوم تهدیدات نیست.