تدوین حوزه های راهبردی توسعه مقاصد گردشگری با استفاده از تطبیق تئوریک و کاربردی مدل های چرخه حیات مقصد و شاخص رنجش داکسی مورد شناسی: مصر، فرحزاد، محمد آباد کوره گز؛ ابوزیدآباد، بند ریگ و عشین، ریگ جن، جندق

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه مدیریت جهانگردی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران

2 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، عضو هیات علمی گروه مدیریت جهانگردی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22111/gaij.2014.1386
چکیده

مدل چرخۀ حیات مقصد گردشگری باتلر، مراحل مختلفی را برای سیر تحول مقاصد قائل است. مقاصد گردشگری بر اساس جایگاهی که در چرخۀ حیات خود دارند واجد ویژگی­هایی هستند که ­باید در فرایند برنامه­ریزی راهبردی مورد توجه قرار گیرند. در کنار مدل باتلر، مدل شاخص رنجش داکسی نیز با ارائۀ مراحل مختلف، عکس­العمل­های رفتاری و نگرشی خاصی را برای مقاصد تعریف نموده است. نگارندگان این مقاله با ارائۀ ماتریسی ترکیبی و یکپارچه، امکان بررسی کیفی محیط فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی مقاصد را فراهم ساخته و از سوی دیگر، با ترکیب این ابزارها، زمینۀ پیش­بینی رفتارها و برخوردهای جامعۀ محلی را در مقابل تغییرات احتمالی و روند رشد گردشگری و همچنین امکان تدوین حوزه­های راهبردی توسعۀ گردشگری مقاصد گردشگری را میسر نموده­اند. برای دستیابی به این مهم، چهار گام مشخص طی شده است: 1- شناخت وضع موجود 2- تجزیه و تحلیل 3- سنتز و تلفیق 4- ارائۀ حوزه­های راهبردی و اولویت­بندی آنها. نتایج بررسی­های صورت گرفته نشان می­دهد که اولویت و ترکیب حوزه­های راهبردی در مراحل مختلف متفاوت است، به طوری که نمونه­های مورد مطالعه مصر- فرحزاد- محمدآباد کوره­گز، عشین-ریگ جن-جندق و ابو ­زید­آباد-بند ریگ با توجه به ویژگی­ها و تطابق آن با ویژگی­های مدل­ها به ترتیب در ابتدای مرحلۀ رشد، اکتشاف و مشارکت (طبق مدل چرخۀ حیات مقصد) و مرحلۀ بی­تفاوتی و علاقه­مندی (طبق مدل شاخص رنجش داکسی) قرار دارد که متناسب با شرایط آنها، حوزه­های راهبردی مورد نیاز تعریف شده است.