نگاهی سبکشناختی به سوره یس با تکیه بر دیدگاههای ساختارگرایی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس بوشهر
2 عضو هیات علمی دانشگاه خلیج فارس بوشهر
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه خلیج فارس بوشهر
doi
چکیده
علم سبکشناسی، روش نقدی جدیدی است که متون را بر اساس ظواهر لغوی و ادبی از یکدیگر متمایز میسازد و آنها را بر اساس ساختارهای لفظی، تحلیل و بررسی میکند تا بدینگونه به جنبههای ادبی و زیباییشناسی موجود در متن پی ببرد. سوره یس از سورههایی است که بسیار مورد سفارش انبیا و اولیا قرار گرفته و فضیلتهای بیشماری نیز برای آن برشمردهاند. نظر به اینکه محتوای این سوره بر سه اصل نبوت، توحید و معاد استوار است؛ لذا ظواهر لغوی و ادبی خاصی جهت انتقال این مفاهیم به مخاطب به کار رفته است.ما در نوشتار پیش رو، با روشی توصیفی – تحلیلی برآنیم تا بر پایه دانش سبکشناسی و طبق نظریات ساختارگرایی به بررسی سطوح آوایی، ترکیبی و معنایی این سوره بپردازیم تا از این رهگذر به جنبههای ادبی و زیباییشناسی سوره و رابطهی این سطوح با ساختار کلی متن پی ببریم.از مهمترین نتایج بحث در سطح آوایی رعایت فاصله در آیات، به کارگیری اصوات مد "آ، ای، او"، و دو حرف "میم و نون" است که علاوه بر آهنگین نمودن سوره، تأکیدی بر مضامین آن نیز به شمار میآید. در سطح ترکیبی، اسلوب خبری به جهت تذکر اموری چون حقانیت بعثت پیامبر اسلام (ص) و معاد به کار رفته است. چنانچه در اسلوب استفهام، همزه "أ" نسبت به سایر ادوات، کاربرد بیشتری دارد که غرض از آن اقرار و توبیخ کافران است. در سطح معنایی نیز آرایههای تضاد و ترادف موجود در سوره دلالت بر اغراض خاصی دارند که ذیل متن به آنها اشاره خواهد شد.