تجربیات مادران کودکان ADHD در مواجهه با سیستم‌های آموزش، سلامت و جامعه: مدل پارادایمی پارادوکس مراقبت

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی، مشاوره و جامعه شناسی ، دانشگاه خیام، مشهد، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران، تهران، ایران

4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی تربیتی و شخصیت، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

5 دپارتمان مشاوره و روانشناسی، کلینیک شهید دادمان، وزارت راه و شهرسازی، تهران، ایران

doi
10.22038/mjms.2026.95445.5274
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین فرآیند تجربیات زیسته مادران ایرانی دارای کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) در مواجهه با سیستم‌های سلامت، آموزش، خانواده و جامعه و نیز تدوین نظریه‌ای بومی در این زمینه انجام شد.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از راهبرد نظریه داده‌بنیاد (رویکرد ساخت‌گرایانه) انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل 20 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به ADHD بودند که به روش نمونه‌گیری هدفمند و سپس نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها همزمان با جمع‌آوری و در سه مرحله کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته‌ها از معیارهای اعتمادپذیری شامل بازبینی مشارکت‌کنندگان و هم‌کدگذاری استفاده گردید.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج 65 کد باز و 17 مقوله در قالب یک مدل پارادایمی انجامید. پدیده محوری با عنوان «پارادوکس مراقبت چندبعدی» شناسایی شد که بیانگر زیست معلق مادران میان «ایثار عاشقانه» و «فرسودگی ناشی از تضادهای سیستمی» است. شرایط علی شامل ابهام در تشخیص و فشارهای آموزشی، در بستر خلأهای ساختاری و تحت تأثیر شرایط مداخله‌گر مانند قضاوت‌های اجتماعی و تنش‌های خانوادگی، به اتخاذ راهبردهایی همچون نقش معلم‌سایه، پنهان‌کاری و میانجی‌گری میان‌سیستمی منجر شده است.نتیجه‌گیری: پیامد نهایی این فرآیند، استحاله هویتی و بازتعریف مفهوم موفقیت در مادران است. یافته‌ها ضرورت گذار از رویکرد کودک‌محور به خانواده‌محور و ارتقای آگاهی اجتماعی در مواجهه با تنوع عصبی را برجسته می‌سازد.