دیپلماسی انرژی و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30497/pk.2010.15چکیده
کشورها در سیاست خارجی خود با بهرهگیری از ظرفیتهای اقتصادی و انرژی ملی و در چارچوب دیپلماسی انرژی، راهبرد نوین رشد و توسعۀ اقتصادی و تأمین منافع و امنیت ملی را در پیش گرفتهاند. اما نارسایی و عدم کفایت در جهتگیریهای اقتصادی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سبب شده است تا در ادبیات علمی و دانشگاهی کشور با وجود آثاری در حوزۀ اقتصاد سیاسی انرژی، به وجوه ارتباط بخش انرژی و سیاست خارجی توجه چندانی صورت نگیرد. با این وصف، مقاله حاضر در صدد است تا در آسیبشناسی رابطۀ دو حوزۀ تصریحشدۀ سیاست خارجی و انرژی، از منظری دیگر به بازنمایی اهمیت آنها و اهمیت توأمان ساختن کارکردهایی که تاکنون بهصورت منفرد مورد ملاحظه قرار میگرفتند، بپردازد. پیرو چنین ملاحظاتی، برای ایران بهعنوان کشوری که دارای ذخایر عظیم نفت و گاز در درون مرزهای ملی و پیرامون آن است، دیپلماسی انرژی ابزاری برای بیشینه ساختن دستاوردها از نظام اقتصاد سیاسی جهانی محسوب میشود. این در حالی است که غالباً در خطمشی خارجی ایران، نگاه اقتصادی از موضوعیت کمتری نسبت به ملاحظات سیاسی برخوردار بوده است. درنتیجه، غلبه نگاه بازرگانی در موضوع انرژی که از عدم لحاظ شدن نگاه بلندمدت و راهبردی به مسائل بخش انرژی در رویکرد خارجی، دیپلماسی انرژی، حکایت میکند، بیانگر این است که ایجاد تحول در شرایط عمومی بازیگری منطقهای و بینالمللی کشور نیازمند مدنظر داشتن راهبردهای بلندمدت بخشی و ازجمله برای سیاست خارجی است. در این مقاله ضمن ارائه تعریفی از دیپلماسی انرژی و تبیین عرصۀ آن، به رابطۀ دیپلماسی انرژی با منافع ملی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و موانع دستیابی جمهوری اسلامی ایران به الگوی جدید پرداخته شده است.