جایگاه ایران، روسیه و چین در هندسه نظم آینده جهانی
doi
10.30479/jfs.2026.21993.1632چکیده
هدف: به دنبال فروپاشی شوروی در سال 1991، ایالات متحده به تنها ابرقدرت در عرصه جهانی تبدیل شد. این در حالی است که خیزش و صفآرایی قدرتهای در حال ظهور از قبیل ایران، روسیه و چین نشان از تحول آینده قدرت در نظام بینالملل از تکقطبی به چندقطبی را دارد. بدین ترتیب، سؤال اصلی پژوهش این است که ایران، روسیه و چین در هندسه نظم آینده جهانی دارای چه جایگاهی خواهند بود؟روش: پژوهش حاضر، ماهیتی کیفی داشته و از نظر روش اجرا از نوع تحلیلی توصیفی است. روش جمعآوری دادهها و اطلاعات تحقیق نیز کتابخانهای و اینترنتی است.یافته ها: یافته های پژوهش این است که اگرچه هژمونی آمریکا هنوز بر هندسه نظم کنونی جهان حاکم است؛ اما با افول جهانی این کشور و از سویی، خیزش قدرتهای نوظهور، واشنگتن روندی نزولی را در سبد جهانی قدرت تجربه می کند که این امر بیانگر تحول در نظم بین المللی از تک قطبی به چندقطبی است. باز توزیع قدرت در نظام بین الملل، ضمن افول جایگاه آمریکا از یک ابرقدرت به قدرت بزرگ جهانی، به توسعه قدرت ایران، روسیه و چین و برخورداری آنها از فرصت های بیشتر در سطح جهانی کمک خواهد نمود.نتیجهگیری: نتیجه پژوهش نشان میدهد که هر سه کشور ایران، روسیه و چین با استفاده از ظرفیتها و کارتهای در دست خود، سعی در به چالش کشیدن نظم تکقطبی و برخورداری از سهمی بیشتر در توزیع قدرت جهانی را دارند. شکل گیری نظم جهانی چندقطبی به ارتقاء و تثبیت جایگاه بین المللی تهران، مسکو و پکن و تغییر توازن بینالمللی قدرت به نفع آنها منجر خواهد شد که این امر کمک شایانی به افول و انزوای واشنگتن در عرصه جهانی خواهد بخشید.