از پیش بینی تا حکمت: یک مرور نظاممند بر معرفتشناسی آینده پژوهی
نویسندگان
1 رشته آینده پژوهی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه آینده پژوهی، دانشگاه امام صادق علیه السلام(ع)، تهران، ایران.
doi
10.30479/jfs.2025.22422.1653چکیده
هدف: آیندهپژوهی به دلیل سروکار داشتن با ماهیت ناموجود «آینده»، همواره با چالش مشروعیت معرفتشناختی روبرو بوده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مرور نظاممند از مباحث معرفتشناختی این حوزه، به دنبال نقشهبرداری از پارادایمهای اصلی و ردیابی مسیر تکامل فکری آن است تا از این طریق، چشمانداز متکثر مبانی مشروعیت آن را شفاف سازد. روش: این مطالعه کیفی با روش مرور نظاممند ادبیات و چارچوب پریزما بر روی ۸۳ مقاله کلیدی از پایگاههای معتبر بینالمللی (۱۹۸۵-۲۰۲۴) انجام شده است. دادههای مستخرج از این مقالات با استفاده از رویکردهای تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون واکاوی شدهاند تا الگوها و پارادایمهای اصلی شناسایی شوند. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که چشمانداز معرفتشناختی این حوزه، متکثر و شامل چهار پارادایم اصلی است: پیشبینانه در جستوجوی صدق عینی، تفسیری متمرکز بر برساخت اجتماعی آینده، انتقادی با نگاه رهاییبخش و واسازی قدرت و یکپارچه با تأکید بر سنتز و پیچیدگی. تحلیل تبارشناسانه این پارادایمها، بیانگر تکامل رشته از تلاش صرف برای «پیشبینی» به سمت فهم عمیقتر «حکمت» در مواجهه با آینده است. درنتیجه این تحول، مفهوم «دانش آینده» از یک گزاره عینی و اثباتپذیر، به یک فرایند اجتماعی، زمینهمند، ارزشمحور و پرفورماتیو (اجرایی) بازتعریف شده است. نتیجهگیری: این پژوهش نتیجه میگیرد که مشروعیت آیندهپژوهی نه در یک چارچوب واحد، بلکه در به رسمیت شناختن همین کثرتگرایی پارادایمی نهفته است. بر این اساس، اعتبار «دانش آینده» و معیارهای ارزیابی آن (از صدق تطابقی تا انسجام روایی و توانایی الهامبخشی) امری نسبی و وابسته به پارادایم اتخاذشده و اهداف هنجاری آن (مانند افزایش تابآوری یا تحقق عدالت اجتماعی) است.