تأثیر تغییرات فصلی و تاجپوشش درختان بر تراکم و زیوزن کرم خاکی در جنگل دانهزاد بلوط ایرانی (Quercus brantii)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
2 دانشیار، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
3 دانشیار، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.
doi
10.22092/ijfpr.2017.113882چکیده
جمعیت کرم خاکی بهعنوان یک عامل زیستی بر سلامت و تولید بومسازگان جنگل تأثیر دارد. تراکم و زیوزن کرم خاکی نمایانگر فعالیت زیستی و کیفیت خاک است. بهکارگیری ویژگیها و قابلیتهای اکولوژیک کرم خاکی در مدیریت جنگلهای زاگرس مستلزم شناخت وضعیت فعلی فعالیت زیستی این جاندار و عاملهای محیطی مؤثر بر آن است. این پژوهش با هدف تعیین تراکم و زیوزن کرم خاکی و شناخت ارتباط آنها با عاملهای محیطی شامل تغییرات فصل، عمق خاک و تاجپوشش درختان در جنگل دانهزاد بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در سامان عرفی داربر خرمآباد، استان لرستان انجام شد. پس از انتخاب 32 درخت، تراکم و زیوزن کرم خاکی در فصلهای بهار و پائیز در زیر و خارج از تاجپوشش درختان با حفر گوده خاک به عمق 50 سانتیمتر در سه لایه شامل صفر تا 10، 10 تا 30 و 30 تا 50 سانتیمتر اندازهگیری شد. مقایسه میانگینهای تراکم و زیوزن کرم خاکی با استفاده از تجزیه واریانس و آزمون t مستقل در سطح اطمینان 95 درصد انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که تغییرات فصل، عمق لایههای خاک و تاجپوشش درختان بر تراکم و زیوزن کرم خاکی تأثیر معنیدار داشت. همچنین، تراکم و زیوزن کرم خاکی در فصل پائیز و نیز در عرصههای خارج از تاجپوشش درختان کاهش یافت. در طرحهای مدیریت منابع جنگلی زاگرس، کاهش عاملهای مخرب در لایههای سطحی خاک و افزایش انبوهی تاجپوشش میتواند با فراهم کردن شرایط مطلوب برای فعالیت زیستی کرم خاکی، موجب بهبود کیفیت خاک و ارتقاء سلامت بومسازگان شود.