نظریه بازنمایی رسانه‌ای و تحلیل افکار عمومی متقابل آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه پیام نور

2 کارشناسی‌ارشد ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.30497/pk.2009.30
چکیده

نظریه بازنمایی رسانه‌ای و تحلیل افکار عمومی متقابل آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها دکتر علی ربیعی تاریخ دریافت: 30/07/1387 فرناز احمدزاده نامور تاریخ پذیرش: 03/10/1387 چکیده هدف از انجام این تحقیق، مطالعۀ نقش رسانه‌ها در اثر‌گذاری بر افکار عمومی توسط بازنمایی برخی از رخداد‌‌هاست. مورد مطالعۀ این تحقیق، میزان تأثیرگذاری رسانه‌های خبری در شکل‌دهی افکار عمومی آمریکایی‌‌ها و ایرانی‌ها نسبت به یکدیگر است. از طریق مطالعۀ افکار عمومی بخش کوچکی از ایرانی‌‌ها و آمریکایی‌ها، می‌توان تا حدودی به نحوۀ نگرش آنان نسبت به یکدیگر و میزان تأثیرپذیری آن‌ها از رسانه‌های جمعی در شکل‌گیری این افکار پی برد. لذا تحقیق حاضر کوشیده است تا با مطالعۀ کیفی و موردی تعدادی از ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها که بیشتر آنان تحصیل‌کرده نیز بودند، به لایه‌های نگرشی آنان پی ببرد و با استفاده از «نظریۀ بازنمایی»، نقش رسانه‌های جمعی در شکل‌دهی افکار عمومی را بسنجد. منظور از بازنمایی این است که یک رسانه هیچ‌گاه ابزاری خنثی و یک میانجی بی‌طرف در ارائۀ تصویر به حساب نمی‌آید؛ زیرا رسانه، متکی به زبان و معناست و زبان و معنا نیز در چارچوب گفتمان همواره متکی به قدرت است. لذا بازنمایی حوادث توسط رسانه‌ها - سوای بحث اخلاقی و غیراخلاقی بودن آن- دارای سو‌گیری ایدئولوژیک است و در راستای تضعیف یا تثبیت قدرت و گفتمان ویژه‌ای گام برمی‌دارد. یافته‌های حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها بیشتر از ایرانی‌ها تحت تأثیر رسانه‌هایشان قرار دارند و رسانه‌های آمریکا بازنمایی منفی از ایران و ایرانیان را ارائه می‌دهند. بر این اساس، شکل‌گیری فضاهای تعامل مستقیم بین این دو حوزه- در ساحت‌های علمی، پژوهشی، و...- حوزه افکار عمومی آمریکایی را به مراتب بیشتر از حوزة افکار عمومی ایرانی متأثر می‌سازد.