Investigating the Relationship between Stylistic Concepts and Determining their Place in the Visual Arts.

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22055/pyk.2022.174880
چکیده

بیان مسئله: اصطلاحات سبک‌شناسی مفاهیمی هستند که پیوسته در میان مباحث هنری مورد استفاده قرار می‌گیرند. مشابهت و نزدیکی معنایی این مفاهیم و همچنین عدم وجود یک مرزبندی صریح میان آن‌ها، زمینه‌ساز ایجاد نوعی درهم‌آمیختگی و آشفتگی مفهومی شده است. لذا تعیین جایگاه هر کدام از آن‌ها و نسبت‌شان با یکدیگر، هم به امر خوانش متون هنری و هم به درک جایگاه آثار و هنرمندان کمک می‌کند. هدف: این پژوهش با مرکزیت قرار دادن مفهوم سبک و بر اساس نسبت مفاهیم سبک‌شناسی دیگر با آن، به‌دنبال تبیین حد و مرز معنایی مفاهیم سبک‌شناختی است که دائم با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند و به‌جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. روش پژوهش: منابع این پژوهش کتابخانه‌ای و روش ارائه آن توصیفی و تحلیلی است. با استفاده از منابع کتابخانه‌ای مفاهیم مشابه مفهوم سبک مورد بررسی قرار گرفته و رابطه بین آن‌ها و مفهوم سبک تعیین شد. یافته‌ها: این پژوهش با بررسی‌های صورت گرفته به این نتیجه رسید که مفاهیمی نظیرِ مکتب، جنبش، روش هنری، سبک بصری، فرم، محتوا، مُد، تکنیک و ژانر دائماً به‌صورت اشتباه به‌جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. لذا با تبیین مفهوم دقیق هر کدام از این اصطلاحات و بررسی نسبت‌شان با مفهوم سبک، به این نتیجه می‌رسیم که سبک، ژانر و مُد، روش‌های مختلف هنری هستند و هر کدام، بسته به رویکردی مختص به خود، تحت تأثیر مؤلفه‌ها و زیر شاخه‌هایی مثل تکنیک، فرم، محتوا و ... قرار دارند. افزون بر این مشخص شد که مکتب و جنبش اگرچه مرزهای مفهومی نزدیکی دارند، اما ریشه اصلی تمایز آن‌ها در مکانمندی‌شان است.