ریشه‏ یابی معرفت در خاطره ازلی الست و همانندی آن با نظریّه یادکرد افلاطون با تأکید بر مثنوی مولانا

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

doi
چکیده

 چکیده عارفان مسلمان سرچشمه‏های معرفت را در میثاق الست می‏جویند. مولانا بی‏تردید یکی از سرآمدان این ریشه‏یابی است. در این نوشته با طرح موضوع ریشه‏یابی معرفت در ماجرای الست و همانندی آن با نظریّه یادکرد(anamnesis) افلاطون، به شیوه تحلیلی، دیدگاه مولانا در مثنوی را بازکاویده‏ایم. بر بنیاد این دیدگاه کسانی که در ماجرای الست و پیش از تعیّن وجودی از معرفت اجمالی شهودی بهره‏ور شدند، هرچند در زندگی دنیایی، مدّتی حکمت و دانایی نخستین را ازیادمی‏برند و گرفتار نسیان و گاه غفلت می‏شوند، این استعداد در آن‏ها هست که پرورده شریعت و طریقت شوند و با تجدید خاطره ازلی الست، آرزومندانه به جست‏و‏جو ‏پردازند و به حضرت حق راه‏یابند. میثاق الست ماجرایی همگانی بوده‏است و اگر برخی روح‏ها گویی بویی از آن شراب ازلی نبرده‏اند و انگار گم‏شده‏ای ندارند، دلیل آن را باید در فراموشی و نسیان جست. بنابراین مولانا بر این باور است که هیچ آفریده‏ای از معرفت بی‏نصیب نیست بلکه مرتبه‏ای از معرفت شهودی اجمالی، از الست با همه هست و محبوب ازلی گم‏کرده‏ای همگانی است.