«دولتهای اجتماعی» و چالشهای پیش رو
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تهران. دانشکده مطالعات جهان . گروه مطالعات اروپا
doi
10.30497/pk.2008.44چکیده
«دولتهای اجتماعی» و چالشهای پیش رو دکتر حجتالله ایوبی تاریخ دریافت: 04/12/86 تاریخ پذیرش: 17/02/87 چکیده دولت به معنای امروزی آن، پدیدهای نه چندان کهن است و ریشه در رخدادهای قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی دارد. دولتها، تنها نهاد به کاربرندۀ مشروع قدرت توانستند پایههای حکومت خود را طی زمان تحکیم بخشند. امنیت داخلی و حفظ کشور از تعرض بیگانگان، اولین شعار دولتهای ملی بود. انقلاب فرانسه و انقلابهای آزادیخواهانه دهه 30 قرن نوزدهم میلادی، فصل جدیدی برای عبور از دولتهای خودکامه به دولتهای قانونی بود و با تصویب قوانین اساسی و تشکیل مجالس مقننه، دولتسازی وارد مرحلۀ جدیدی شد و دولتهای استبدادی به دولتهای حقوقی- قانونی و یا مردمسالار تغییر شکل دادند. انقلاب صنعتی و عواقب ناشی از آن به ویژه اقتصاد سرمایهداری، ورود دولت را برای حمایت از اقشار محروم و آسیبدیده اجتنابناپذیر میکرد. به تقاضای گروههای مختلف و با شکلگیری اندیشهها و حکومتهای سوسیالیستی، دولتها چارهای جز تصویب قوانین اجتماعی، حمایت از محرومان و پرداخت یارانههای دولتی نداشتند. بدین ترتیب، «دولتهای اجتماعی» و یا به تعریف دیگری «دولتهای رفاه» شکل گرفت و مفهوم دولت وارد مرحلۀ جدیدتری شد. اینک پس از حدود پنج دهه از اجرای سیاستهای اجتماعی و مداخلات دولتی، دولتهای اجتماعی با چالشهای جدی و بحرانهای مختلف مواجه هستند. در این مقاله ضمن بررسی این چالشها، آخرین راه حلهای پیشنهادی توسط محققان این رشته بررسی میشود.