بررسی اثر ناهمگنی عرصه بر زادآوری جنسی بلوط ایرانی (Quercus brantii) با استفاده از شاخص‌های تنوع و ترکیب گونه‎های گیاهی

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

4 استادیار، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

5 دانشجوی دکتری مرتع‌داری، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهر‌کرد، شهر‌کرد، ایران

doi
10.22092/ijfpr.2017.111757
چکیده

بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) یکی از مهم‌ترین گونه­های اکوسیستم جنگلی زاگرس است که زادآوری طبیعی آن به یک چالش تبدیل شده است. این مطالعه به­‌منظور بررسی ترکیب و مؤلفه‎های تنوع گونه‎ای (آلفا، بتا و گاما) پوشش گیاهی در لکه­‌های دارای زادآوری و با زادآوری ضعیف جنسی بلوط شمال شهرستان ایلام انجام شد. ده قطعه‌نمونه 100 متر مربعی از هر کدام از حالت‌ها به­‌صورت تصادفی انتخاب شد و در هر لکه چهار قطعه‌نمونه (1×1 متر) برای شمارش گونه­‌های گیاهی پیاده شد. بر اساس آزمون مونت‌کارلو، در لکه‌­های دارای زادآوری و با زادآوری ضعیف به‌ترتیب 23 و 13 گونه شاخص (به­‌ترتیب از بین 109 و 58 گونه) مشخص شد. بر اساس تحلیل تطبیقی قوس­‌گیری­‌شده (DCA)، دو لکه مورد بررسی از نظر ترکیب پوشش گیاهی متفاوت بودند. تروفیت­‌ها و همی­‌کریپتوفیت­‌ها شکل زیستی غالب در هر دو لکه بودند. در هر دو لکه، مؤلفه‌­های مختلف تنوع گونه‌ای در لکه‏‌های دارای زادآوری به‌‌طور معنی‌داری بیشتر از مقادیر آنها در لکه‎های با زادآوری ضعیف بود. در هر دو گروه لکه، تنوع درون واحدهای نمونه (آلفا) در مقایسه با تنوع بین واحدهای نمونه (بتا) دارای سهم بیشتری از تنوع کل (گاما) بود. به­‌طور کلی می‌­توان بیان کرد که ترکیب و تنوع گونه­‌های گیاهی می­‌توانند به­‌عنوان شاخص­‌های زیستی مناسبی برای پایش ناهمگنی عرصه در لکه­‌های زادآوری بلوط ایرانی مورد استفاده قرار گیرند.