بازخوانی انتقادی استشهاد به شعر در نحو عربی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه گنبدکاووس
doi
چکیده
در نوشتار پیشرو تلاش شده تا شعر بهعنوان یکی از منابع مورد استشهاد نحویان برای توجیه حالتهای دستوری، بازخوانی و میزان اعتبار الگوهای مورد استشهاد سنجیده شود. محوریترین نکتۀ مورد بحث این است که تمایز میان ساختار شعر و نثر بهویژه آنجا که مسئله مربوط به دستور زبان میشود اهمیت مییابد. نثر بهدلیل رعایت هنجارهای زبان از اعتبار بیشتری نسبت به شعر برخوردار است و شعر بهجهت ویژگیهای خاصی که از لحاظ ترکیبی دارد نمیتواند الگوی مناسبی برای استشهاد و استخراج قاعدۀ نحوی باشد. آنچه زبان شعر را تعین ویژه میبخشد هنجارگریزیهای ساختاری و معنایی در شعر است. ادبی بودن یک متن بر پایۀ ساز و کارهایی است که از نگاه فرمالیستها بر بیگانهسازی زبان رایج استوار گشته است. بیگانهسازی در سطح فرم، زبان عادی را به زبان ادبی اعتلا میبخشد. مکانیزمهایی مانند: کاربرد وزن و قافیه، ایجاد تقدیم و تاخیر، حذف، افزایش، ابدال و مواردی نظیر آن از جمله ساز و کارهای بیگانهسازی در شعر است که در گفتمان نحو عربی در ذیل مقولۀ ضرورتهای شعری طرح شده است. زبان شعر بهعلت قاعدهگریزیهای مکرر و ضرورتهایی که با آن مواجه است، نمی تواند الگوی مناسبی را برای استخراج قاعده ارائه دهد. ازاینرو میبایست مقولۀ شعر را جدا از نثر و گفتار فصیح در نظر گرفت. عدم تفکیک درست میان این دو سطح از زبان در نحو عربی باعث گستردهشدن دامنۀ موارد استثناء بر اصل قاعده شده است. این مسئله در نهایت به پیچیدهترشدن نحو عربی و ناکارآمدی آن در نظام آموزشی زبان عربی منتهی شده است.