ارزیابی تمرکز جغرافیایی استانی صنعت و عوامل مؤثر بر میزان آن در ایران

نویسندگان

1 فوق لیسانس برنامه ریزی و توسعه اقتصادی، دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشیار- اقتصاد شهری و منطقه¬ای، عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا

doi
10.22111/gaij.2012.889
چکیده

چگونگی توزیع و پراکندگی فعالیت­های تولیدی و استقرار واحدها و بنگاه­های صنعتی در مناطق مختلف به تصمیم­های این واحدها برای مکان­یابی در نواحی معین بستگی دارد. امّا بسیاری عوامل مهم  وجود دارند که در این تصمیم­گیری مؤثر هستند و واحدهای تولیدی با در نظر گرفتن آن عوامل، اقدام به انتخاب مکان و منطقۀ مناسب برای استقرار در آن می­کنند. پس می­توان گفت آن عوامل باعث ایجاد نوعی تمرکز به نام تمرکز جغرافیایی در صنعت می­شوند که یکی از مهم­ترین عناصر ساختار بازار می­باشد. در این تحقیق ما با اندازه­گیری میزان تمرکز جغرافیایی استانی برحسب اشتغال و با استفاده از شاخص EG، به بررسی تأثیر عوامل مؤثر در این نوع تمرکز برای دورۀ 1385- 1379 می­پردازیم و برای این کار مدل اقتصادسنجی پانل دیتا و روش Pooling و نرم­افزار Eviews6 مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج این ارزیابی برای دورۀ مورد مطالعه نشان می­دهد که سه استان سمنان، قزوین و تهران به ‌ترتیب دارای بیشترین تمرکز جغرافیایی فعالیت­های مختلف در خود می­باشند. همچنین سه عاملِ موجودی سرمایۀ انسانی، دسترسی به حمل و نقل و دسترسی به بازار مصرف به ‌ترتیب بیشترین تأثیر معنی­دار را بر میزان تمرکز جغرافیایی صنایع در بین استان­ها ­دارند. البته متغیر سرمایۀ انسانی در مقایسه با سایر عوامل مؤثر بر میزان تمرکز جغرافیایی فعالیت­ها، بیشترین قدرت توضیح­دهندگی را در مدل دارا می­باشد. معنی­دار بودن عامل سرمایۀ انسانی و ارتباط مثبت و قوی آن با میزان تمرکز جغرافیایی، یکنقطۀ قوت برای سیاست­های دولت در تنظیم تمرکز جغرافیایی در بین استان­ها و مناطق مختلف کشور است؛ به طوری که دولت با افزایش میزان کمّی و کیفی این نوع سرمایه بخصوص در استان­های محروم خواهد توانست در جهت کاهش میزان تمرکز جغرافیایی و ایجاد یک توسعۀ هماهنگ منطقه­ای گام بسیار مهمی بردارد.