تحلیل ادبی زبانی داستان قرآنی موسی(ع) و خضر از منظر نظام های گفتمانی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شاهد
doi
چکیده
از رویکردهای مهم و دیرینه ی قرآن پژوهان، تأمل در زبان و چگونگی فهم و تفسیر این متن عظیم است که دارای وجوه گوناگون دینی، معرفتی و هنری می باشد. از جملهی این رویکردها، رویکرد ادبی و زبان شناسی به قرآن است که افرادی چون سید قطب، مستنصر میر، نیل رابینسون، ایزوتسو، آنگلیکا نویورت طرح و آثاری در این زمینه تألیف کردهاند.با پیشرفت تحلیل مباحث گوناگون زبان شناسی و نشانه شناسی در متون مختلف، دریافته میشود که متن قرآن کریم و از جمله قصص قرآنی در بردارندهی بسیاری از شگردهای زبانی در رساندن و القای مفاهیم متعالی خویش است که از این حیث کمتر به آنها پرداخته شده است.این پژوهش با تحلیل داستان موسی و خضر در سوره کهف، بر اساس تحلیل نشانه معناشناسی گفتمانی به توصیف و تبیین انواع نظامهای گفتمانی چون رخدادی، تجویزی و تنشی در این داستان میپردازد. با توجه به این نکته که در این تحقیق، ما هرگز در صدد این نیستیم که ارزش قصص قرآن را به سبب دارا بودن این نظامهای گفتمانی بدانیم، بلکه با قبول تعالی همه جانبهی این متن برآنیم که این بعد از نظامهای گفتمانی را در ساختار و محتوای آن آشکار سازیم. به سخنی دیگر در صدد توصیف این نظامها در سطح و عمق این قصه هستیم تا از این رهگذر به بیان و اثبات یکی دیگر از ابعاد ارزشمند قصههای قرآنی پرداخته شود. روش تحقیق به شیوهی تحلیل محتوا و بر اساس نظریههای نشانه معناشناسی است که توسط افرادی چون گرمس و کورتز در سالهای اخیر مطرح شده است.