بازتحلیل نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران در بستر مفاهیم «دولت واحد» و «دولت تقسیم‌شده»

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران،‌ قم، ایران

doi
10.22054/qjpl.2024.80940.3024
چکیده

تبیین نظام‌های سیاسی در بستر مفاهیم دولت واحد و دولت تقسیم‌شده، تصویر روشنی از چگونگی روابط میان قوای حاکم به‌دست می‌دهد. انتخابات واحد برای به قدرت رسیدن دولت و مجلس منجر به دولت واحد و نظام پارلمانی و انتخابات مجزا برای به قدرت رسیدن دولت و مجلس منجر به دولت تقسیم‌شده و نظام ریاستی می‌شود. همچنین بروز دوره‌های همزیستی میان رئیس ‌جمهور و نخست‌وزیر، دولت تقسیم‌شده را در درون قوه مجریه رقم می‌زند. با استعانت از مفاهیم مزبور، این پژوهش با روش تحلیلی- انتقادی بر آن است که نوع روابط میان دولت و مجلس و همچنین درون قوه‌ مجریه را تبیین کند. هدف از بررسی‌های فوق، رد مدعای نیمه‌ریاستی بودن نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. در قانون اساسی ۱۳۵۸، رابطه دولت و مجلس مطابق با دولت واحد، البته در مقام نظر و نه لزوما در عمل  بود. در سطح قوه مجریه نیز شاهد دولت تقسیم‌شده بودیم. به‌موجب بازنگری قانون اساسی و حذف نخست‌وزیری به‌عنوان رکن ضامن دولت واحد و برگزاری مجزای انتخابات ریاست‌ جمهوری و مجلس، روابط میان این دو نهاد در قالب دولت تقسیم‌شده قابل بررسی است. به‌موجب صلاحیت‌های اجرایی اختصاصی، مشترک و متقاطع میان رهبری و رئیس ‌جمهوری در قانون اساسی، تحقق دولت تقسیم‌شده در سطح قوه‌ مجریه نیز محل تامل است.