تأثیر توسکای ییلاقی (Alnus subcordata) ، بلندمازو (Quercus castaneifolia) و زربین (Cupressus sempervirens var. horizontalis) بر مشخصه‌های لاشبرگ، خاک و تصاعد دی‌اکسید کربن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

2 استادیار، گروه جنگل‌داری، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران.

doi
10.22092/ijfpr.2017.111775
چکیده

پوشش‌­های گیاهی مختلف اثرات متفاوتی بر لاشبرگ و خاک اکوسیستم­‌ها دارند. پژوهش پیش‌رو با هدف بررسی تأثیر درختان توسکای ییلاقی (Alnus subcordata C. A. Mey.)، بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) و زربین (Cupressus sempervirens L. var. horizontalis (Mill.) Gord.) بر مشخصه­‌های لاشبرگ، خاک و تصاعد دی‌اکسید کربن در محدوده طرح جنگل‌داری نیرنگ- خانیکان نوشهر انجام شد. نمونه­‌برداری از لایه آلی (لاشبرگ) و معدنی (صفر تا 15 سانتی­متری) خاک به‌صورت منظم- تصادفی انجام شد. مشخصه­‌های کیفی لاشبرگ (کربن و نیتروژن)، جرم مخصوص ظاهری، بافت، رطوبت، اسیدیته، کربن آلی، نیتروژن کل و تصاعد دی‌اکسید کربن (در دما و رطوبت­‌های مختلف) در آزمایشگاه اندازه­‌گیری شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار مشخصه­‌های نیتروژن لاشبرگ، سیلت و اسیدیته خاک به توسکای ییلاقی اختصاص داشت، در حالی‌که بیشترین مقدار مشخصه­‌های نسبت کربن به نیتروژن لاشبرگ، رطوبت، کربن آلی، نسبت کربن به نیتروژن خاک و تصاعد دی‌اکسید کربن در بخش زیرین توده زربین مشاهده شد. مقدار بیشتر درصد شن نیز به توده بلندمازو تعلق داشت. در تمام درختان مورد مطالعه، بیشترین مقدار تصاعد دی‌اکسید کربن در شرایط رطوبت عرصه مشاهده شد و با افزایش دما مقدار تصاعد افزایش یافت. نتایج این پژوهش بر این امر دلالت داشت که جنگل­کاری با گونه سوزنی­‌برگ زربین در سطوح وسیع می‌تواند منجر به افزایش مقدار تصاعد دی‌اکسید کربن از خاک شود که باید از دیدگاه گرمایش جهانی، در مدیریت اکوسیستم‌ها مورد توجه قرار گیرد.