معنا و مقام مصحلت در اندیشۀ سیاسی ایرانی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام
doi
10.30497/pk.2006.64چکیده
چکیدهاین واقعیت که سیاست عملی تابعی از مفاهیم و نظریههاست، تحلیلگران را بدان وامیدارد که در مقام شناخت و تجویز الگوهای مدیریتی، نسبت به درک معانی و ملاحظات اجرایی ناشی از ماهیت مفاهیم، اهتمام ویژهای داشته باشند؛ از جملۀ این مفاهیم بنیادین که در حوزۀ فلسفۀ سیاسی معاصر بدان توجهی خاص شده است، میتوان به «مصلحت» اشاره داشت.طرح مفهومی و نظری «مصلحت» در میراث فکری ایرانی، از جمله مزایایی است که پرسش از «چیستی» و «کاربرد عملی» مصلحت در اندیشۀ ایرانی را توجیه میکند. افزون بر اینکه بومی بودن این چارچوب تحلیلی و حضور عناصر هنجاری در آن، دلیل دیگری است که ضرورت طرح این پرسش را مشخص میکند. به منظور پاسخ به این پرسش، نویسنده نخست، و به اجمال، حوزههای اصلی اندیشۀ سیاسی در ایران را بررسی کرده و بر اساس آن، در هر حوزه، به شناخت معنا و شناسایی اصول کاربردی مصلحت در عرصۀ حکومتی، اهتمام ورزیده است. نتیجه آنکه تصویری نسبتاً جامع از مصلحت ارائه شده که قابلیت عرضه در عرصۀ فلسفة سیاسی مدرن را داراست.