تفسیرپذیری قواعد حقوق بینالملل عرفی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22054/qjpl.2025.81045.3028چکیده
قواعد عرفی و کنوانسیونی هر دو در تنظیم مناسبات بینالمللی نقش تعیین کننده دارند. اصولا هر قاعده حقوقی در هنگام اجرا نیازمند تفسیر است. با این وجود بر خلاف معاهده، در خصوص قواعد عرفی نه تنها آیین و روش تفسیری تنظیم نشده است، بلکه استدلالهایی در جهت عدم امکان تفسیر آن مطرح شده است. از جمله اینکه فقط قواعد مکتوب قابل تفسیر هستند، ثانیاً شناسایی قواعد عرفی تنها عملیاتی است که محتوای آن را تعیین میکند. این مقاله از طریق بررسی دکترین و رویه قضایی، درستی این دو استدلال را بررسی نموده و در نهایت روشهای تفسیر قواعد عرفی را معرفی مینماید. نتیجه پژوهش آن است تفسیر که مستلزم تحقیق در معنای یک عمل حقوقی است، در خصوص قواعد مکتوب و نانوشته بهطور یکسان امکانپذیر است. از سوی دیگر باید به تمایز خاص بین شناسایی قاعده عرفی و تعیین محتوای آن توجه صورت گیرد. در نهایت روشهای تفسیر معاهده را میتوان با اعمال تغییرات لازم در مورد تفسیر قواعد عرفی اعمال نمود، چنانچه در خصوص برخی از منابع حقوق بینالملل مسبوق به سابقه است.