تاثیر سیاست سازمانی بر خلاقیت کارکنان با نقش میانجی پنهان کردن دانش و نقش تعدیل‌گر ویژگی‌های شغلی در وزارت ورزش و جوانان

نویسندگان

1 گروه مدیریت ورزشی، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.

2 گروه مدیریت ورزشی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه مدیریت ورزشی، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.

4 گروه مدیریت ورزشی، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران.

doi
10.30473/fmss.2022.62315.2380
چکیده

این پژوهش با هدف تأثیر سیاست سازمانی بر خلاقیت کارکنان از طریق پنهان کردن دانش و نقش تعدیل‌گر ویژگی‌های شغلی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر همه کارکنان وزارت ورزش و جوانان به تعداد 1171 نفر بودند و 350 نفر نمونه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. ابزار پژوهش چهار پرسشنامه مربوط به اطلاعات شخصی، سیاست سازمانی نقش‌بندی و میرانی (1398)، خلاقیت کارکنان جورج و ژو (2001) ، پنهان کردن دانش سرنکو و بونتیس (2016) و ویژگی‌‌های شغلی هاکمن و اولدهام (1979) بود. روایی صوری و محتوایی ابزار پژوهش توسط تعدادی از اساتید صاحب‌نظر و روایی سازه آن به‌وسیله تحلیل عاملی تاییدی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای اس.پی.اس.اس.، اس.پی.اس.اس.سمپل پاور و آموس استفاده گردید. نتایج نشان داد که سیاست سازمانی اثر منفی و معناداری بر خلاقیت کارکنان دارد. سیاست سازمانی اثر مثبت و معناداری بر پنهان کردن دانش دارد. پنهان کردن دانش اثر منفی و معناداری بر خلاقیت دارد. سیاست سازمانی بر خلاقیت کارکنان از طریق پنهان کردن دانش اثر منفی و معناداری دارد. ویژگی‌های شغلی می‌توانند به عنوان تعدیل‌گر در رابطه بین سیاست سازمانی و پنهان کردن دانش بر خلاقیت کارکنان وزارت ورزش و جوانان عمل‌کنند. بر اساس نتایج به مدیران پیشنهاد می‌شود سیاست‌های سازمانی را تا حد ممکن از بین ببرند و کارکنانی که دانش خود را به اشتراک می‌گذارند را تشویق کنند تا احساس امنیت و تعهد حرفه‌ای را افزایش دهند.