بررسی گردهشناختی تغییرات پوشش گیاهی و آب و هوایی مانداب گانلیگول ارومیه در اواخر هولوسن
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 دانشیار، گروه زیستشناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
4 استاد، گروه پالئواکولوژی و مطالعات توربزار، انستیتو گیاهشناسی و اکولوژی زمینسیما، دانشگاه گرایفسوالد، گرایفسوالد، آلمان
doi
10.22092/ijfpr.2017.109778چکیده
در پژوهش گردهشناختی پیشرو، تغییرات پوشش گیاهی اطراف ارومیه در بازه زمانی 1600 تا cal. BP 3000 با بررسی مغزهای رسوبی از مانداب گانلیگول، بازسازی و نقش آب و هوا و فعالیتهای انسان بررسی شد. فراوانی چشمگیر گردههای درمنه و اسفناجیان در سراسر این رکورد گردهای، نشاندهنده چیرگی گیاهان مادری آنها در ترکیب پوشش گیاهی منطقه مورد مطالعه بود. گیاهان دو خانواده گندمیان و جگن همواره به فراوانی در سطح مانداب میروییدهاند. مقادیر اندک گردههای درختی در نمودار گرده گانلیگول نشانگر سهم ناچیز پوشش جنگلی در منطقه بود. در این پژوهش از نسبت فراوانی گرده اسفناجیان به درمنه (C/A) بهعنوان شاخص برآورد دورههای مرطوب و خشک استفاده شد. این نسبت با مقادیر 1-2 در بازه زمانی 2850 تا cal. BP 3000 شرایط اقلیمی بهنسبت خشک و گسترش پوشش گیاهی استپی را در منطقه پیشنهاد کرد. افزایش گرده درمنه و تاحدودی بلوط در 2650 تا cal. BP 2850 را میتوان نشانه کاهش خشکی و گسترش پوشش گیاهی نیمهاستپی دانست. پایان این دوره با کاهش بلوط و درمنه و افزایش اسفناجیان همراه بود (7=C/A) که شرایط آب و هوایی سرد و خشک و پوشش گیاهی استپی- بیابانی را برای 2338 تا cal. BP 2650 در منطقه پیشنهاد کرد. افزایش نسبی بلوط بههمراه مقادیر زیاد درمنه و گندمیان را میتوان نشانه بهبود شرایط آب و هوایی در 2020 تا cal. BP 2338 دانست. همچنین حضور گرده انگور و فراوانی نسبی گردههای کاردی و گلگندم زرد، شواهدی بر افزایش فعالیتهای کشاورزی در این دوره بودند. افزایش اسفناجیان و کاهش درمنه (14=C/A) و مقادیر ناچیز گرده بلوط در 1614 تا cal. BP 2020 میتواند نشانگر پوشش گیاهی استپی و اقلیم بهنسبت خشک در منطقه باشد.