بازشناسی ژست‌ها و حالت‌های حرکتی دست در سیگنال‌های الکترومایوگرام با استفاده از روش هم‌جوشی نرم در انتخاب ویژگی و طبقه‌بندی کننده‌ی بهینه

نویسندگان

1 استادیار، گروه مهندسی پزشکی، دانشکده‌ی فنی و مهندسی، دانشگاه میبد، میبد، ایران

2 مربی، گروه مهندسی پزشکی، دانشکده‌ی فنی و مهندسی، دانشگاه میبد، میبد، ایران

3 دانشجوی دکتری مهندسی پزشکی، دانشکده‌ی مهندسی برق و کامپیوتر، دانشگاه نورث داکوتا، گرندفورکس، آمریکا

4 استاد، گروه مهندسی پزشکی، دانشکده‌ی فنی و مهندسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

doi
10.22041/ijbme.2020.123570.1580
چکیده

در پروتزهای مدرن، طبقه­بندی سیگنال­های الکترومایوگرام سطحی (sEMG) تا حد زیادی بر کنترل مطلوب عضلات اثر دارد. اگر چه این سیگنال­ها در تشخیص بیماری­های عصبی-عضلانی، کنترل دستگاه‌های پروتز و تشخیص حالات دست مفید هستند، بازشناسی غیرمقاوم آن‌ها می­تواند باعث بروز عارضه­های مختلف حرکتی شود. در این مقاله با هدف ایجاد رویکردی بهینه در طبقه­بندی سیگنال­های الکترومایوگرام سطحی در تشخیص نوع حرکت و نیز شناسایی ژست دست، مدلی جدید طراحی شده است که می­تواند در تشخیص بیماری­های عصبی-عضلانی، تعیین نوع درمان و فیزیوتراپی مورد استفاده قرار گیرد. با در نظر گرفتن چالش­های موجود در شناسایی کلاس­های حرکتی دست، روش پیشنهادی از سه گام تشکیل شده است. در گام اول قاب­بندی و استخراج ویژگی از سیگنال توسط توصیف‌گرهای حوزه‌ی زمان-فرکانس و بعد فراکتال انجام شده، در مرحله‌ی دوم انتخاب ویژگی­ با استفاده از یک روش جدید هم­جوشی نرم سه رویکرد آزمون-T، آنتروپی و پیچش عام صورت گرفته و در گام سوم طبقه­بندی حالات حرکتی و ژست دست با تکیه بر بهینه­سازی پارامترهای کرنل ماشین بردار پشتیبان توسط الگوریتم حرکت کاتوره­ای گاز انجام شده است. دو مجموعه‌ی داده‌ی UC2018 DualMyo و UCI جهت ارزیابی روش پیشنهادی در نظر گرفته شده که از داده‌ی نخست برای دسته­بندی 8 ژست حرکتی و از داده‌ی دوم برای طبقه­بندی 6 نوع حالت حرکت استفاده شده است. عمل‌کرد راه‌کار پیشنهادی با میانگین صحت بالای 98% در هر دو مجموعه‌ی داده رضایت­بخش می‌باشد. برخلاف رویکردهای مشابه که در آن‌ها طبقه‌بندی در تعداد طبقه­های محدود و با سطح خطای بالا اجرا شده، روش پیشنهادی از دقت، ثبات و اعتمادپذیری قابل قبولی برخوردار است. به کارگیری این روش در طراحی پروتزهای دست موثر بوده و می‌تواند در کاربردهای توان­بخشی و فرایندهای تشخیص بالینی نیز تاثیرگذار باشد.