باز نگری ِریشه وساخت فارسیِ سه واژه قرآنی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه گیلان

2 استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین

doi
چکیده

 ماهیت متفاوت زبان عربی که زبانی اشتقاقی است ازجهت اشتمالش بر الگوهای آوایی و قالب‌های صرفی خاص وتغییرات بابهای فعلی وصیَغِ اسمی-اعم از مشتقات و جمع‌های مکسّر و دیگر ساختها- سبب می‌شود که واژه‌های بیگانه/دخیل، گاه چنان دستخوشِ تحول وتنوع می شوند که خاستگاه و ریشه‌هایِ آنها و مسیرهای دگرگونی صرفی و مفهومی‌شان پوشیده بمانَد و ردیابی اصل و فرع واژگان برای محقق دشوار شود.از دیرباز کسانی چون جوالیقی، سیوطی، خفاجی و دیگر زبانشناسان و لغویان درباره واژگان اقتباسی و وضع تحول و تعریب آنها تحقیقات ارزشمندی را به میراث گذاشتند. پژوهش‌های دقیق و روشمند خاورشناسان درباره زبان عربی، زبان قرآن وواژه های دخیل درقرآن، از نیمه دوم سده نوزدهم ضمن بهره گیری از میراث گذشتگان، اشتباهات نظام‌مند و روشمند آنها را نشان داده‌اند و تحولی بنیادی در علوم ریشه‌شناسی و تبارشناسی واژه های قرآنی، ایجاد کرده اند.  یکی از پژوهش‌های ارجمند دراین حوزه، کتاب «آرتورجفری» است که ازحیث روش‌شناسی ؛ دقیقتر و از جهت تعداد واژه‌های دخیل، بسیار چشمگیراست. وی بیست وهفت واژه‌ی قرآن را فارسی دانسته است. در چند دهه اخیر کتب و مقالات بسیاری دراین باب نوشته شده است.با اینهمه به نظر می رسد که بررسی‌های موجود درباره‌ی سه واژه ی «صِهْر، صَکّ و اَوْزار» ناقص و اشتباه است. سیطره‌ی سنت واژه شناسی، سنت ترجمه و تفسیر و شباهت‌هایِ رهزنِ شکلی و وزنی و دیگر ویژگیها، اسباب این اشتباهات‌اند. سعی ما دراین تحقیق این است که با مرور فرهنگها و ترجمه‌ها وتفاسیر و تامل درساخت این واژه‌ها وجوه مغفول آنها را باز می‌نماییم.