حقوق دعاوی؛ سنتز برگفته از دیالکتیک حقوق ماهوی و حقوق دادرسی مدنی
نویسندگان
1 دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علوم قضایی، دادرس دادگاه عمومی بخش قلعه نو تهران
doi
10.22106/jlj.2024.2028863.5915چکیده
دعوا، مفهومیآشنا و پرکاربرد در هر نظام حقوقی از جمله ایران به شمار میرود. اما، گفتوگوها در بارۀ آن به اندازۀ اهمیت آن نیست و آن طور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است. بر این بنیاد، در دوگانه انگارانه حقوق ماهوی و حقوق دادرسی مدنی سهمیبه او اختصاص نمییابد و همواره نادیده گرفته میشود. مرسوم است که او را موضوعی فنی و شکلی میپندارند. نگاهی که که نیازمندی بررسی علمیدربارۀ آن را با تردیدی جدی مواجه میکند و بهانهای پربها برای کنار گذاشتن آن به دست اندرکاران داده است؛ پس اختلاف اصلی را در این میدانند که برتری با حقوق ماهوی خواهد بود یا حقوق دادرسی مدنی.در این مقاله در پی آن هستیم که از این دیالکتیک کهن و بدون پاسخ گذر کنیم و در ساحلی به نام «حقوق دعاوی» آرام بگیریم. نهاد نوپایی که سَر آن دارد که آشتی دائمیبین این دو ایجاد کند. افزون بر این، با سخن گفتن از ویژگیها و اهداف برنهاده شده تمایز بنیادین خود از آنها را به منصه ظهور میرساند. فرایندی که این فرضیه را به اثبات میرساند که هم در آموزۀ حقوقی و هم رویۀ قضایی شناخت و سازماندهی دعاوی ضرورتی اساسی به شمار خواهد رفت؛ رویکردی که رهیافت آن افزون بر ایجاد و افزایش اعتماد عمومیبه دستگاه قضایی کاهش هزینههای اقتصادی و نیز صرفه جویی در وقت کاربران دادگستری خواهد بود.