ارزیابی توان رویش ارتفاعی تودههای صنوبر دلتوئیدس (Populus deltoides Marsh.) با استفاده از مدل جمعی تعمیمیافته (مطالعه موردی: صنوبرکاریهای سنواتی منطقه گیسوم و هفتدغنان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
2 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
3 دانشیار، گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه گیلان
4 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس
5 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان
doi
10.22092/ijfpr.2016.106997چکیده
توان تولید یکی از شاخصهای کلیدی خدمات اکوسیستم جنگل است و معیاری مهم برای پیشبینی میزان تولید، بهرهبرداری مجاز سالانه و همچنین میزان رویش رویشگاه است. در پژوهش پیشرو از معیار ارتفاع غالب که معیار مطمئنی برای ارزیابی کیفیت توده است، استفاده شد. برای این منظور در تودههای صنوبر دلتوئیدس (Populus deltoides Marsh.) به روش انتخابی 52 قطعهنمونه مربعی به مساحت 400 متر مربع پیاده شد و در هریک ارتفاع و قطر درختان صنوبر و ارتفاع از سطح دریا ثبت شد. همچنین از عمق صفر تا 20 و 20 تا 40 سانتیمتری، نمونه خاک برداشت شد و متغیرهای مورد نظر اندازهگیری شدند. ارزیابی توان تولید تودههای صنوبر با استفاده از مدل جمعی تعمیمیافته و معیار اطلاعاتی آکائیک در بسته GRASP در نرمافزار آماری R نشان داد که ارتفاع از سطح دریا و متغیرهای فسفر، درصد رطوبت اشباع، کربن آلی، درصد سنگریزه و نیتروژن در عمق 20 تا 40 سانتیمتری و همچنین کلسیم، جرم مخصوص ظاهری خاک و pH در عمق صفر تا 20 سانتیمتری، بیشتر از 90 درصد تغییرات توان تولید را توجیه میکنند. بهکارگیری معیار اهمیت نسبی نشان داد که ارتفاع از سطح دریا، فسفر در عمق 20 تا 40 سانتیمتری و جرم مخصوص ظاهری خاک در عمق صفر تا 20 سانتیمتری، بهطور انفرادی و ارتفاع از سطح دریا، کربن آلی در عمق 20 تا 40 سانتیمتری و جرم مخصوص ظاهری خاک در عمق صفر تا 20 سانتیمتری، در ترکیب با بقیه متغیرها مهمترین عاملها در تغییرات توان تولید توده صنوبر بودهاند.