بررسی تأثیر تبلیغات برند ورزشی بر تغییرات الکتروآنسفالوگرافیک مشتریان در بازاریابی عصبی

نویسندگان

1 . استادیار مدیریت ورزشی، دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی ورزشی، دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 دانشیار رشد تکامل و یادگیری حرکتی، دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22059/jsm.2016.59306
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تبلیغات برند ورزشی آدیداس بر تغییرات الکتروآنسفالوگرافیک مشتریان در بازاریابی عصبی است. تحقیق از نوع کاربردی و نیمه­تجربی است. نمونۀ آماری حدود 40 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز (ورزشکاران و غیرورزشکاران علاقه­مند و غیرعلاقه­مند به مارک آدیداس، راست­دست، 35-20 ساله و بدون سابقۀ بیماری و جراحی در نواحی سر و جمجمه) بودند. ابزار گردآوری داده­ها، دستگاه پروکامپ2 بود. مدل کلی تحقیق از چهار مرحلۀ اصلی، انتخاب نمونه، مشاهده و بررسی فعالیت امواج مغزی آزمودنی­ها قبل از مشاهدۀ آگهی تبلیغاتی، بررسی فعالیت امواج مغزی آنها حین مشاهدۀ آگهی تبلیغاتی و در نهایت بررسی فعالیت امواج مغزی پس از مشاهدۀ آگهی تبلیغاتی بود. اطلاعات حاصل با استفاده از نرم­افزار BioGraph Infiniti و 16Spss به داده­های کمّی تبدیل شدند. از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌های مکرر و از رویکرد لامبدای ویلکز برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین فعالیت فرکانس دلتا، تتا، آلفا و بتا در هر چهار گروه قبل، حین و پس از مشاهدۀ تبلیغات تفاوت داشت. بنابراین، با ایجاد زمینۀ درک همه‌جانبه و بهتر مصرف­کننده و توسعۀ دانش پایه در این حوزه، می­توان امکان تحقق و دسترسی اهداف تبلیغاتی را در بخش ورزش در کشور تسهیل کرد.