آثار حاد و مزمن مصرف مکمل کوآنزیم 10Q بر لاکتات دهیدروژناز پس از فعالیت هوازی وامانده ساز
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، رشته تربیت بدنی گرایش فیزیولوژی ورزشی فعالیت بدنی و تندرستی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم ورزشی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22038/mjms.2025.89184.5053چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار حاد و مزمن مصرف مکمل کوآنزیم کیوتن (10Q) بر پاسخ لاکتات دهیدروژناز پس از فعالیت هوازی وامانده ساز بروس بود. بدین منظور ۱۲ نفر از ۲۲ بازیکنان تیم فوتبال جوانان بعثت کرمانشاه با دامنه سنی ۱۷ تا ۱۹ سال داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. پژوهش به مدت ۸ هفته انجام شد و افراد در یک گروه اما در دو موقعیت گروه کنترل( ۱۲ نفر) و گروه مکمل( ۱۲ نفر) قرار گرفتند. گروه مکمل طی یک جلسه (اثر حاد) و ۸ هفته (اثر مزمن) مکمل کوآنزیم کیوتن (10Q) را به مقدار ۲۰۰ میلیگرم( ۲ قرص ۱۰۰ میلیگرمی) در روز مورداستفاده قراردادند. بهمنظور ایجاد آسیب عضلانی در آزمودنیها، آزمون بروس از آزمودنیها گرفته شد.. قبل و بعد از آزمون بروس در هر سه موقعیت حاد ،کنترل و مزمن مقدار ۵ سیسی خون از ورید پیش آرنجی تمامی آزمودنیها گرفته شد. همه اندازهگیریها رأس ساعت ۹ تا ۵/۱۱ صبح با شرایط تهویه و نور یکسان اندازهگیری شد .داده ها با استفاده از آزمون t وابسته با سطح معنی داری ۰۵/۰ ≥ P بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که مصرف مکمل کوآنزیم 10Q به دنبال فعالیت هوازی وامانده ساز (آزمون بروس) باعث کاهش معنیدار شاخص التهابی لاکتات دهیدروژناز تام سرمی در آزمودنیها در موقعیت مزمن شد اما در موقعیت حاد اثر معنیداری از مصرف مکمل بر کاهش سطح لاکتات دهیدروژناز مشاهده نشد.