روابط مکانی کیفیت خاک و رویشگاه در جنگلهای زاگرس: تحلیل آماری تا پیشبینی فضایی
نویسندگان
1 گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
2 گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
3 گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
4 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22067/jsw.2025.93867.1484چکیده
اکوسیستمهای جنگلی از مهمترین بومسازگان خشکی هستند و نقش کلیدی در تعادل محیطزیستی و ارائه خدمات اکوسیستمی دارند. پایداری این اکوسیستمها وابسته به کیفیت خاک و توان زیستی رویشگاه (کیفیت رویشگاه) است و تحت تأثیر عوامل محیطی مانند توپوگرافی، پوشش گیاهی و فعالیتهای انسانی قرار دارند. بنابراین با هدف بررسی کمی شاخص کیفیت خاک و کیفیت رویشگاه تحت تأثیر عواملی مانند ارتفاع، جهت دامنه و تراکم تاجپوشش، این پژوهش در جنگلهای زاگرس (کوه شلم، شرق ایلام) با دامنه ارتفاعی 1500 - 2150 متر انجام شد. نمونهبرداری در 60 توده جنگلی در سه طبقه ارتفاعی (پایینبند (۱۷۵۰–۱۸۵۰ متر)، میانبند (۱۸۵۰–۱۹۵۰ متر) و بالابند (۱۹۵۰–۲۰۵۰ متر از سطح دریا))، دو جهت جغرافیایی (شمالی و جنوبی) و دو کلاس تاجپوشش (کمتر و بیشتر از 25 درصد) انجام شد. از هر توده، نمونههای خاک از عمق 0 تا 15 سانتیمتر برداشت و پس از ترکیب، خصوصیات خاک در آزمایشگاه اندازهگیری شد. برای محاسبه شاخص کیفیت خاک، از مدل استاندارد SQI-2 استفاده گردید که بر اساس نرمالسازی و وزندهی به خصوصیات منتخب خاک عمل میکند. شاخص کیفیت رویشگاه نیز بر پایه مدل لگاریتمی نسبت ارتفاع درخت به لگاریتم سن درختان بلوط ایرانی بهعنوان گونه غالب رویشگاه برآورد شد. برای تحلیل ساختار فضایی شاخصها، واریوگرامها براساس مدلهای کروی، نمایی، گوسی و خطی برازش داده شد و مناسبترین مدلها برای هر شاخص تعیین شدند. برای مدلسازی و تهیه نقشههای پراکنش مکانی، از روشهای درونیابی کریجینگ (معمولی، ساده و عام)، کوکریجینگ و وزندهی معکوس فاصله (IDW) استفاده شد. دقت این روشها با استفاده از مقدار میانگین ریشه خطای برآورد استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفت و بهترین روش برای هر شاخص انتخاب گردید. یافتههای این پژوهش نشان داد که شاخص کیفیت خاک تابعی از جهت جغرافیایی، تراکم تاج درختان و طبقات ارتفاعی بود؛ به طوری که بیشترین مقدار آن در تودههای با تاج متراکم جهت شمالی- میانبند (01/0±84/0) و کمترین مقدار آن در بالابند- دامنه جنوبی- تاج باز (03/0±60/0) مشاهده شد. شاخص کیفیت رویشگاه نیز با افزایش ارتفاع از سطح دریا کاهش یافت. بیشترین مقدار آن (08/2 ±26/25 متر) در دامنه شمالی- پایینبند- تاج متراکم و کمترین مقدار (79/0±51/16 متر) در دامنه جنوبی- بالابند- تاج باز ثبت گردید. بررسی آماری همبستگی میان شاخص کیفیت خاک و شاخص کیفیت رویشگاه نشان داد که این دو متغیر دارای رابطه مثبت و معنیداری هستند (58/0). این همبستگی در دامنه جنوبی (86/0) بسیار قویتر از دامنه شمالی (36/0) بود. همچنین بررسی مدلهای واریوگرام نشان داد که مدل کروی برای شاخص کیفیت خاک و مدل نمایی برای شاخص کیفیت رویشگاه مناسبترین مدلها هستند. نتایج ارزیابی دقت روشهای درونیابی نیز نشان داد که روش کریجینگ معمولی (12/1=RMSE) برای درونیابی شاخص کیفیت خاک و کریجینگ عام (04/1=RMSE) برای شاخص کیفیت رویشگاه دقیقترین نتایج را ارائه دادند. این یافتهها بر اهمیت در نظر گرفتن همزمان ویژگیهای خاک و محیط در ارزیابی پتانسیل زیستی تأکید دارند. همچنین، تفاوت در الگوهای مکانی و ساختار فضایی این شاخصها نشان میدهد که انتخاب روش مناسب مدلسازی مکانی ضروری است. این نتایج میتوانند پایهای برای مدیریت علمی، احیای هدفمند و برنامهریزی پایدار جنگلهای نیمهخشک زاگرس باشند.