الگوی مکانی و کنش متقابل دارمازو (Quercus infectoria Oliv.) و ویول (Q. libani Oliv.) در دو توده کمتر دستخورده و تخریبشده (مطالعه موردی: جنگلهای خدرآباد سردشت)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان
2 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد
3 دانشجوی دکتری، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی نور، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22092/ijfpr.2016.106690چکیده
الگوی پراکنش مکانی و کنش متقابل بین گونههای گیاهی برای درک روابط بینگونهای و گونه- محیط از اهمیت بهسزایی برخوردار است. باتوجه به اهمیت جنگلهای زاگرس و نقش مطالعات الگوی پراکنش مکانی در شناخت و مدیریت رویشگاههای جنگلی، پژوهش پیشرو به بررسی الگوی پراکنش مکانی دو گونه دارمازو (Quercus infectoria Oliv.)و ویول(Quercus libani Oliv.) پرداخت. در جنگلهای خدرآباد آذربایجان غربی دو توده تخریبشده و کمتر دستخورده هر کدام به مساحت پنج هکتار انتخاب شده و آماربرداری صددرصد شدند. مختصات دکارتی همه درختان موجود در هر دو توده محاسبه و درنهایت نقشه مکانی ترسیم شد. بهمنظور تحلیل الگوهای پراکنش مکانی و کنش متقابل گونهها از تابع K رایپلی استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی مکانی در توده کمتر دستخورده با استفاده از تابع برای دارمازو کپهای و برای ویول کپهای متمایل به تصادفی و با استفاده از تابع برای هر دو گونه کپهای متمایل به تصادفی بود. الگوی مکانی در توده تخریبشده نیز برای هر دو گونه با استفاده از هر دو تابع بهصورت کپهای بود. در توده کمتر دستخورده با استفاده از هر دو تابع، کنش متقابل دو گونه مورد بررسی در مقیاسهای کوچک جاذبه بود و در مقیاسهای بزرگتر حضور گونهها بهصورت مستقل از هم درآمد. شکل کنش در توده تخریبشده با استفاده از هر دو تابع در همه مقیاسها بهصورت جاذبهای بود، بنابراین توصیه میشود در جنگلکاریهای احیایی از آمیختگی فردی استفاده شود.