رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده در جنگ غزه (۲۰۲۳): تحلیل تطبیقی ابزارهای قدرت سخت و نرم در چارچوب واقعگرایی ساختاری
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30479/psiw.2026.23502.3510چکیده
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل رقابت استراتژیک چین و ایالات متحده در بحرانهای خاورمیانه، بهویژه جنگ غزه (۲۰۲۳)، و بررسی پیامدهای ژئوپلیتیکی آن بر نظم منطقهای تدوین شده است.یافتهها: یافتهها نشان میدهد ایالات متحده با تکیه بر قدرت سخت نظامی (بیش از ۱۴ میلیارد دلار کمک)، توانست بقای رژیمصهیونیستی را تضمین کند، اما مشروعیت دیپلماتیک خود را در منطقه از دست داد و با انزوای رایگیری در سازمان ملل مواجه شد. در مقابل، چین با تکیه بر دیپلماسی اقتصادی و بهرهگیری از ظرفیتهای ساختارهای موجود بینالمللی، نفوذ خود را عمدتاً در چارچوب همکاریهای تجاری و سرمایهگذاری در میان کشورهای جنوب جهانی گسترش داد؛ رویکردی که بدون تقابل ایدئولوژیک و دور از هیاهو، به تدریج موازنههای سنتی را به چالش میکشد، اما فاقد اهرمهای امنیتی و پایگاه نظامی برای تأثیرگذاری عملیاتی در توقف جنگ بود. این رقابت نامتقارن، روند «چندمحورگرایی» منطقهای را که ریشه در تحولات پس از ناآرامیهای عربی ۲۰۱۱ و تزلزل حمایتهای امنیتی آمریکا دارد، بیش از پیش تسریع کرده و کشورهای منطقه را به اتخاذ این راهبرد برای کسب حداکثر منافع و حفظ استقلال راهبردی ترغیب نموده است.نتیجهگیری: این پژوهش نتیجه میگیرد که ثبات پایدار مستلزم گذار از وابستگی انحصاری امنیتی و بهرهبرداری راهبردی از ظرفیتهای اقتصادی قدرتهای نوظهور است. پیشنهاد میشود کشورهای منطقه با تقویت معماری امنیتی بومی و تنوعبخشی به شرکای اقتصادی، از دام قطبیشدگی کلاسیک اجتناب ورزیده و استقلال راهبردی خود را در مدیریت بحرانهای آینده تضمین کنند.