مقایسه روشهای نمونهبرداری k-NN در برآورد تراکم درختان بنه (Pistacia atlantica Desf.) با الگوی مکانی کپه ای در یک توده تنک زاگرس(Pistacia atlantica Desf.)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
2 استادیار، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
doi
10.22092/ijfpr.2015.106584چکیده
تراکم (تعداد درختان در واحد سطح) یکی از مشخصههای ساختاری مهم در تودههای جنگلی است که در درک پویایی جنگل مناسب است. روش kامین نزدیکترین همسایه (k-NN) یک روش فاصلهای است که بهطور متداول در آماربرداری جنگل برای برآورد مشخصههای کمی بهکار میرود. در این مطالعه روش k-NN با پنج راهکار نزدیکترین فرد (NI)، نزدیکترین همسایه (NN)، جفتهای تصادفی (RP)، چارک نقطه مرکز (PCQ) و همسایه چارکی (QN) برای برآورد تراکم درختان بنه (Pistacia atlantica Desf.) در جنگلهای زاگرس استفاده شد. یک توده با مساحت 45 هکتار در رویشگاه تحقیقاتی بنه انتخاب شد و بهمنظور تعیین تراکم واقعی، آماربرداری صددرصد شد. توزیع مکانی درختان بنه، کپهای (0/79=R و 12/38-=z) و تراکم آنها 19/44 درخت در هکتار بود. سپس روش k-NN با راهکارهای مختلف و k برابر دو تا 10 در 46 نقطه نمونهبرداری در یک شبکه 100 × 100 متری مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهجز راهکار PCQ، روش k-NN با سایر راهکارها مقدار تراکم را بهطور معنیداری (در سطح اطمینان 95 درصد) درست برآورد کرد. تعداد k و راهکار انتخاب آن بر صحت و دقت نتایج روشk-NN تأثیر گذاشت، بهنحویکه 4=k در NI، 7=k در NN و 2=k در RP و QN تراکم درختان بنه را با کمترین خطا (RMSE و اریبی) برآورد کردند. بهطور کلی نتایج نشان داد که روش k-NN بهینه با k و راهکار مناسب توانسته تراکم درختان بنه با توزیع مکانی کپهای را در یک توده تنک در جنگلهای زاگرس برآورد کند.