مقایسه روش‌های رسته‌بندی غیرمستقیم در تجزیه و تحلیل پوشش گیاهی (مطالعه موردی: جنگلکاری فرودگاه ارومیه)

نویسندگان

1 استادیار گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه

2 استادیار گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشیار گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه

4 کارشناس ارشد جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه

doi
10.22092/ijfpr.2015.106585
چکیده

هدف این پژوهش بررسی توانایی‌های روش‌های مختلف رسته‌بندی غیر­مستقیم با کاربرد وسیع در تجزیه و تحلیل پوشش گیاهی است. عرصه جنگلکاری­‌شده با کاج سیاه (Pinus nigra Arnold) با مساحت 9/2 هکتار واقع در محوطه فرودگاه ارومیه مورد مطالعه قرار­گرفت.نه قطعه‌نمونه مربعی شکل با مساحت 100 مترمربع به روش منظم تصادفی با ابعاد شبکه 50 ×50 متر پیاده شد و نوع و درصد پوشش گونه‌­های علفی در آنها ثبت شد.یک منطقه مرتعی مجاور توده جنگلکاری مذکور (منطقه کنترل) انتخاب شد و سه قطعه‌نمونه با فاصله‌های 50 متر بر روی یک خط‌نمونه پیاده شد و پوشش علفی هر قطعه‌نمونه همانند منطقه جنگلکاری مورد بررسی قرار­گرفت. سه روش رسته‌بندی تجزیه و تحلیل مؤلفه­‌های اصلی(PCA)، رسته‌بندی تطبیقی قوس‌گیری (DCA) و رسته‌بندی چندبعدی غیر­متریک (NMDS) براساس معیارهای طول گرادیان، Kaiser-Guttman، عصای شکسته، مقدار ویژه بیشتر از 4/0و تجزیه و تحلیل Procrusteanبرای ارائه مناسب‌ترین روش تجزیه و تحلیل پوشش گیاهی مورد ارزیابی قرار گرفتند.نتایج نشان داد که هرسه روش رسته­‌بندی توانایی نشان دادن ماهیت اصلی ساختار داده­‌ها را دارد.اگرچه با توجه به تجزیه و تحلیل Procrustean، همبستگی بین روش‌های رسته‌بندی اختلاف معنی‌داری داشتند، اماهمبستگی بین NMDS و DCA بیشتر از سایر رسته‌­بندی­‌ها بود. میزان تنش نهایی رسته‌­بندی NMDS کمتر از 10بود.DCAمعیارKaiser-Guttman را با یک محور و PCA با سه محور پوشش می­داد.همچنینPCAمعیار عصای شکسته را با سه محور می­‌پوشاند ومیزان مقدار ویژه درDCA بیشتر از 0/4 بود. به‌طورکلی می‌توان بیان کرد که درمجموع برای منطقه مورد مطالعه، روش­های رسته‌بندی DCA و NMDS مناسب­ترند.