بررسی نقش تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACES) در پیشبینی شدت لکنت زبان بزرگسالان
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)
2 گروه روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه روانشناسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران .
doi
10.22038/mjms.2026.27745چکیده
مقدمه: لکنت زبان یکی از اختلالات ارتباطی پیچیده است که تحت تأثیر تعامل عوامل زیستی، روانشناختی و محیطی قرار دارد. پژوهشهای اخیر نشان میدهند که تجارب نامطلوب دوران کودکی میتوانند نقش مهمی در شکلگیری الگوهای هیجانی، شناختی و عصبی ایفا کرده و پیامدهای پایداری در بزرگسالی به همراه داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACEs) و شدت لکنت زبان در بزرگسالان دارای لکنت انجام شد.روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی–همبستگی بوده و نمونه پژوهش شامل ۳۴ بزرگسال دارای لکنت زبان هست که به روش نمونهگیری در دسترس و از طریق پرسشنامههای آنلاین انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACE) و پرسشنامه نیمرخ خودارزیابی گفتار (WASSP) است . دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و با بهرهگیری از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی ساده تحلیل شدند.نتایج: نتایج نشان داد بین نمره کل ACE و شدت لکنت زبان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p < 0.01). همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد که تجارب نامطلوب دوران کودکی قادر است حدود ۲۳ درصد از واریانس شدت لکنت زبان را پیشبینی کند.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که تجارب آسیبزای هیجانی و خانوادگی دوران کودکی میتوانند نقش معناداری در تشدید ابعاد هیجانی، شناختی و رفتاری لکنت در بزرگسالی داشته باشند. بر این اساس، توجه همزمان به عوامل تنظیم هیجان توام با تحول در کنار مداخلات گفتاردرمانی میتواند به طراحی رویکردهای درمانی جامعتر و مؤثرتر برای افراد دارای لکنت منجر شود.