شناسایی تغییر الگوی دینامیک EEG در اختلال طیف اوتیسم مبتنی بر فضای قبض و بسط سیگنال

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مهندسی پزشکی، گروه مهندسی پزشکی، دانشگاه شاهد، تهران

2 استاد، گروه بیوالکتریک، دانشکده‌ی مهندسی پزشکی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران

3 استاد، گروه مغز اطفال، بیمارستان قائم (عج)، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد

4 استادیار، گروه مهندسی پزشکی، آزمایش‌گاه سیستم‌های سیبرنتیکی، دانشکده‌ی مهندسی، دانشگاه بین المللی امام رضا (ع)، مشهد

doi
10.22041/ijbme.2018.79559.1317
چکیده

 اختلال اوتیسم یا درخودماندگی ذهنی یکی از اختلالات رایج بین کودکان است که با وجود تلاش‌های بسیار، هنوز هم تشخیص دقیق آن با روش‌های پاراکلینیکی ممکن نیست، از طرف دیگر، تشخیص زودهنگام این اختلال قبل از 18 ماهگی نقش به‌سزایی در اثر بخشی روش‌های درمانی بر این کودکان دارد. در این تحقیق، فضای جدیدی برای کمی‌سازی کیفیت تعاملات مغزی ارائه شده است که آن را فضای قبض و بسط (SFS) می­نامیم، این فضا مبتنی بر نگرش سیبرنتیک، کل­نگر و اطلاعاتی به سیگنال است. پس از انتقال سیگنال الکتروانسفالوگراف (EEG) به SFS برای 60 کودک نرمال و 60 کودک درخودمانده‌ی ذهنی در رنج سنی 3 تا 10 سال، با توجه به نگرش سیبرنتیک، در استخراج ویژگی نیز هر کودک با خودش در دو وضعیت مشاهده‌ی انیمیشن با صدا و بدون صدا مقایسه گردیده است و تفاوت تفاوت‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج اعمال آزمون‌های آماری حاکی از معناداری بسیار زیاد (P-Value=1.4E-4) ویژگی‌های کیفی استخراج شده در تشخیص تغییر الگوی سالم و درخودمانده‌ی ذهنی است.