تحلیل جامعه‌شناختی تن در گرشاسپ‌نامۀ اسدی طوسی

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی مجتمع آموزش عالی سراوان

doi
10.29252/kavosh.2023.18778.3282
چکیده

جامعه‌شناسی بدن یکی از حوزه‌های نوین و مطرح جامعه‌شناسی است. بررسی بدنمندی در هر جامعه‌ای ما را به نوع نگاه و جهان‌بینیِ حاکم بر جوامع، نسبت به تن آدمی می‌رساند. در این پژوهش، بر مبنای گرشاسپ‌نامۀ اسدی طوسی موضوع بدنمندی، مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که نگاه جامعۀ ایرانیِ عصر اسدی به بدن چه نوع نگاهی است و هم این که این منظومۀ حماسی از نظر ژانر و نوع ادبی خاص، چه نگرشی به تن آدمی داشته است. در این پژوهش به موضوع‌هایی چون بدن دینی، بدن طبقاتی، زبان بدن و... پرداخته خواهد شد. از نظر ایدئولوژیک، بدن در گرشاسپ‌نامه در مقابل روح قرار گرفته و تحقیر می‌شود و گرچه بدن از حیث جمال‌شناسی و نیروی درونی ستوده شده است، اما فی‌ ذاته، چیزی جز کالبدی که زندان روح است و اعتباری مجزا ندارد، نیست. بدن طبقاتی نیز بدن شاه، پهلوان و زنان پهلوانان را شامل می‌شود، اما توصیفات بدن شاه و زنان پهلوانان در جنب بدنِ پهلوان معنا یافته و بر محور او می‌گردد. در کل، نگاه اسدی به بدن، یک نگاه نژادی-طبقاتی است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با روش کتابخانه‌ای و  با تکیه بر گرشاسپ‌نامه و آثار مرجع ادب فارسی تدوین گردیده است.