اندیشه وجودی در «شعله‌های آب» از مرتضی مردیها

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای زبان ادبیات و فارسی دانشگاه ایلام

doi
10.29252/kavosh.2023.19189.3330
چکیده

اگزیستانسیالیسم یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های قرن بیستم است که به مسائل انسان که امروز «وجودی» نامیده می‌شوند، می‌پردازد. مسائلی مانند معنای زندگی، مرگ و رنج. این فلسفه از جهت اهمّیتی که برای مقام انسان قائل است و او را صاحب قدرت اراده و آفرینندگی می‌داند، شایستۀ توجّه است. تأثیر فلسفۀ وجودی اگزیستانسیالست بر نمایشنامه و رمان‌ها گویاتر است تا رساله‌های فلسفی. در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی به بررسی بازتاب این فلسفه در داستان بلند «در شعله‌های آب» از «مرتضی مردیها» پرداخته می‌شود. ترتیب بیان موضوع‌‌ها به گونه‌ای است که سیر تدریجی اندیشه‌های نویسنده-راوی را از مرگ‌اندیشی که حاصل مواجهۀ انسان با حقیقت هستی است، تببین می‌کند. آنگاه، بیداری رنج‌آمیز شخصیّت داستانی را که برخاسته از این خودآگاهی است تا چگونگی ایمان به خداوند در مقام آگاهی جاودانۀ جهان و اتحاد عاشقانه با او روشن می‌سازد؛ زیرا تنها راه رسیدن به جاودانگی روحی و جسمانی است. در این پژوهش کوشش نهایی بر معرفی و تبیین ساختار اگزیستانسیالیست در رمان «در شعله‌های آب» از مرتضی مردیها است که بنا بر آن، رویکردهای استحسانی و اخلاقی و ایمانی هرکدام با زیرشاخه‌های متعددش در تار و پود اثر درهم تنیده شده است.