کارکرد ساخت گذرایی در تحلیل تیپ شناسی شخصیت در رمان «ترلان»
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان، گرگان، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو مرکز تحقیقات میانرشتهای زبان و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.29252/kavosh.2023.18902.3298چکیده
زبانشناسی نقشگرا با مطالعه زبانهای زنده دنیا و فراهم آوردن شیوههای جدید بررسی زبان، مؤلفههای جهانشمول گذرایی را استخراج کرد و روانشناسی تحلیلی نیز با حلاجی دقیق روان انسان، الگوهای جهانشمول روانی یا همان سنخهای روانشناختی را مطرح نمود. فراگیری مؤلفههای گذرایی در بیشتر زبانها از یک سو و کهنالگوبودن سنخهای روانشناختی از سوی دیگر، ما را بر آن داشت تا رابطه میان تیپهای روانشناختی دو شخصیت از رمان «ترلان» نوشته فریبا وفی را با تکیه بر دو نگرش «درونگرایی» و «برونگرایی»، با میزان گذرایی دیالوگها و توصیفات نویسنده از آنها بررسی و تحلیل کنیم. دو پرسش پژوهش حاضر این است که چگونه زبان در بازنمود روانشناسی شخصیت های داستانی نقش دارد و چگونه میتوان از طریق ساخت گذرایی زبان داستان، تیپ روانشناختی شخصیتها را شناسایی و تحلیل کرد. بدین منظور از دو نظریه ساخت و مؤلفه های گذرایی هاپر (Hopper) و تامسون (Thompson) و تیپشناسی شخصیت یونگ، استفاده کردهایم. آمارها و داده های پژوهش نشان داد که نگرش روانی غالب در شخصیت ترلان، «درونگرا» و در شخصیت رعنا «برونگرا» است. پس از آن میزان گذرایی دیالوگها و بندهای هر دو شخصیت را بررسی کردیم و در نهایت، به این نتیجه رسیدیم که خصلتهای روانشناختی فرد نه تنها منش و رفتار و شخصیت او را میسازد، بلکه بر زبان و شیوه استفاده از آن نیز اثرگذار است؛ به طوری که گذرایی بندهای مربوط به شخصیتهای برونگرا (رعنا) بالاتر و به سرنمون گذرایی نزدیکتر است و در مقابل، در بندهای مربوط به شخصیت های درونگرا (ترلان)، شاهد میزان گذرایی پایینتری در اکثر مؤلفهها هستیم.