تحلیل محتوای کیفی گفتگو با کوه دماوند در شعر معاصر
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه یاسوج
2 دانشآموخته کارشناسیارشد زبان و ادبّات فارسی دانشگاه یاسوج
doi
10.29252/kavosh.2022.17792.3176چکیده
کوهها از عناصر طبیعیاند که از گذشتههای دور، در باورهای اسطورهای و دینی، جایگاه ویژه داشتهاند. دماوند که برافراختهترین قله سرزمین ایران است و در سلسله کوههای البرز جای دارد، پیوندی چشمگیر با اسطورهها و باورهای کهن دینی ایران دارد. سیمای طبیعی این کوه نیز چشمنواز است از این روی، در آثار ادبی، از گذشته تا به امروز، نمود برجستهای داشته است. دماوند در ادب معاصر، با دو قصیده دماوندیّه از ملکالشعراء بهار، سایهسار خود را بر شعر دیگر شاعران افکنده است. پس از بهار، شاعرانی نظیر سیاوش کسرایی، فریدون مشیری، حمید مصدق، نادر نادرپور، محمّدرضا شفیعیکدکنی و قدمعلی سرامی در شعر یا اشعاری خطاب به دماوند به گفتگو پرداختهاند. سویههای اسطورهای و ارزشهای نمادین دماوند و پیوند آن با هویت و ملیگرایی در تناسب با شرایط زمانی ایران در سده گذشته، دستمایه سرودههای این شاعران بوده است. اندوه و دلزدگی از نابسامانی جامعه و وضع مردم زمان خود، کودتای 28 مرداد و آثار شوم آن بر زندگی و فعالیت روشنفکران و شاعران، خفقان و استبداد، دوری از وطن و غم غربت، سرگشتگی ایرانیان و بازگشت به خویشتن و هویت از دست رفته، همدلی و اتحاد ایرانیان در ضحاکستیزی در دماوندسرودههای شعر معاصر رهنمون و پیشکش ایرانیان شده است. در این پژوهش به تحلیل کیفی رویکرد، انگیزهها، ابعاد هنری، فکری و سبکی این شاعران به دماوند پرداخته شده است.