مقایسة تغییر ابعاد عضلة مولتی‌فیدوس گردنی در طی فعالیت‌های مفصل شانه با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی‌کننده

نویسندگان

1 استادیار گروه فیزیوتراپی، دکترای تخصصی فیزیوتراپی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد مهندسی پزشکی- بیومکانیک، دانشگاه صنعتی سهند، تبریز، ایران

3 دانشیار گروه مهندسی پزشکی- بیومکانیک، دکترای تخصصی بیومکانیک، دانشگاه صنعتی سهند، تبریز، ایران

doi
10.22041/ijbme.2017.22453
چکیده

عضلة مولتی‌فیدوس گردنی، یکی از عضله‌های عمقی اکستنسور گردن است که اختلال در عملکرد آن در افراد مبتلا به گردن­درد گزارش‌شده ‌است. با توجه به وجود محدودیت‌ها در  ثبت الکترومایوگرافی این عضله، در سال‌های اخیر از اولتراسوند برای درک چگونگی فعالیت آن استفاده‌شده‌ است. هدف این مطالعه، ارزیابی چگونگی تغییر ابعاد این عضله در شش جهت حرکتی مفصل شانه در افراد سالم و مبتلا به گردن­درد مزمن و همچنین ارائة مدل‌های پیش‌بینی‌کننده است. برای این منظور، رابطة  نیروی مفصل شانه در طول انقباض با تغییر بُعد قدامی-خلفی، بُعد جانبی، اندازه و نسبت ‌شکل عضلة مولتی‌فیدوس در ابتدا برای افراد و فعالیت‌ها و سپس با بلاک ‌کردن افراد در فعالیت‌ها به­صورت مجزا (مکان ویرگول ابهام دارد: آیا برای افراد در فعالیت های مجزا است یا اینکه جدا از هم ارزیابی شدند؟) با استفاده از روش رویة پاسخ ارزیابی شد. درنهایت با تقسیم‌بندی داده‌ها، مدل‌های پیش‌بینی‌کننده برای فعالیت ابداکشن در نیروی 50-0درصد از بیشترین انقباض ارادی فرد در افراد سالم و نیروی 100-50درصد در افراد مبتلا ارائه‌ شدند. بُعد قدامی-خلفی عضله، همبستگی بیشتری از سایر عامل‌ها با نیروی ایجادشده نشان ‌داد. مقدار «R2» برای بُعد قدامی-خلفی عضله قبل و بعد از تقسیم‌بندی داده در افراد سالم، به­ترتیب برابر با 552/0 و 66/0 و در افراد مبتلا، به­ترتیب برابر با 339/0 و 505/0 است. با توجه به ضریب همبستگی مدل‌ها و افزایش آن با تقسیم‌بندی داده‌ها، به‌نظر می‌رسد بررسی تغییر بُعد قدامی-خلفی این عضله در طی ابداکشن ایزومتریک شانه با نیروی 50-0 درصد از بیشترین انقباض ارادی فرد برای افراد سالم و 100-50 درصد برای افراد مبتلا به گردن­درد مزمن می‌تواند اطلاعات مفیدتری از چگونگی عملکرد آن ارائه‌ دهد.