بررسی انواع مغالطه در مثنوی «همایون کتاب» شارق یزدی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان
2 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان
doi
10.29252/kavosh.2023.18540.3250چکیده
غلامحسین شارقیزدی (1226-1307 ه.ش) از شاعران معاصر است که به سبب اشتغال به دبیری، قضاوت و وکالت، بر دانش منطق تسلّط داشته و در مثنوی فلسفی-عرفانیاش، با حسن بیان، نقایص استدلالهای نامعتبر و برهان های ضعیف و غلطانداز را مطرح کرده است. وی در این اثر، رویکرد تبیینی به مواضع «مغالطه» دارد. مغالطه یا خطا در اندیشه، قیاسی مرکّب از وهمیات یا مشبهات است.این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی مغالطه در مثنوی شارقیزدی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که شارقیزدی چه سازوکارهایی را برای جلوگیری از خطای تفکّر ارائه کرده است؟ نتایج نشان می دهد که این شاعر، هم به تبیین مواضع مغالطه می پردازد و هم با پاسخ دهی به ایرادهای ابهام ساز حکیمنماها، گونه های لغزش فکری و استدلال های نامعتبر آن ها را مشخص می کند. نکته درخور تأمّل این است که آسیب شناسی مغالطاتی که از ادعاهای بدون استدلال، بویژه، «توسل به احساسات»، سرچشمه گرفته اند و نقد مطالب مبهم خطاساز، بیشترین موارد از آسیب های ذهنی مورد اشاره شارق بودند و این موارد به تقویت جنبه های تعلیمی این اثر یاری رسانده اند. همچنین، این موضوع نشان میدهد که سراینده از این دلالت های مغالطه ای غافل نبوده و عامدانه، آنها را در سروده های خود یادآور شده است. پایبندی سراینده به شریعت نیز سبب شده تا بسیاری از استدلال هایی که ژرف ساخت اعتقادی دارند، در شعر او راه یابند.