شگردهای ایهام اصطلاحات موسیقی در اشعار عصار تبریزی و مقایسه‌ی آن با نظامی و حافظ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه

3 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
10.29252/kavosh.2022.18308.3233
چکیده

شعر و موسیقی ارتباط دیرین و تنگاتنگی با یکدیگر دارند و معمولاً لازم و ملزوم همدیگر بوده‌اند. اگرچه در این روزگار، به خاطر گستردگی، هر کدام برای خود راهی پیدا کرده و به کمال رسیده‌اند، اما آن پیوند دیرینه هنوز پابرجاست و بدون همدیگر ناقص و ناتمام هستند. ایهام یکی از آرایه‌هایی است که در شعر تعدادی از شاعران نمود و برجستگی خاصی دارد و به دلیل کاربرد کلمات و جملات موهم، سخنوران به آن عنایت ویژه‌ای داشته‌اند. این آرایه را می‌توان جزو ویژگی‌های سبکی آن شاعران محسوب کرد و اگر ایهام با اصطلاحات موسیقی درهم بیامیزد زیبایی ویژه‌ای پیدا می‌کند و بیشتر، خواننده را به اعجاب و ژرف‌اندیشی وا می‌دارد. عصّار تبریزی (792 هـ ق) جزو معدود شاعرانی است که به‌خوبی از این شیوه، بهره برده‌است. در این پژوهش، تمام اشعار مثنوی «مهر و مشتری» عصّار، منظومi خسرو و شیرین نظامی و غزلیات حافظ از دیدگاه ایهام موسیقایی مطالعه شد، و هر سه شاعر را با همدیگر مقایسه کردیم. عصّار در تعدادی زیادی از اصطلاحات ایهام موسیقایی با نظامی و حافظ اشتراک دارد و گاهی نیز از مواردی استفاده کرده‌است که نظامی و حافظ به آن اشاره ننموده‌اند‌، اصطلاح «شهناز» از آن جمله است. می‌توان گفت که عصّار نیز در حوزة ایهام و ایهام موسیقایی همچون حافظ شاعری پرکار و صاحب سبک است و بیشتر از نظامی به این آرایة ادبی پرداخته‌است.