«خویش»، و تجلی انواعِ نمادهای آن در شاهنامۀ نقالان
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آیت الله بروجردی
2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد قم
doi
10.29252/kavosh.2022.17912.3186چکیده
در روانشناسی ژرفا، هرچند «من»، مرکز «خودآگاهی» است و انسان به واسطۀ آن با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار میسازد، ولی کل روان، مرکزی دیگر به نام «خویش» دارد که علاوه بر خودآگاهی، ناخودآگاهی را نیز در برمیگیرد. در حقیقت، «خویش»، به عنوان هستۀ مرکزی روان، کهننمونۀ تمامیت و تنظیمکنندۀ روان به شمار میآید که انسان بواسطۀ آن، به فردیت و یکپارچگی شخصیت میرسد. از آنجا که «خویش» -به مانند دیگر کهننمونهها- برای تجلّی و ظهور، نیاز به استفاده از نمادها دارد، در اساطیر، رؤیاها و افسانهها، خود را در سیمای شخصیتهایی والا و مقدّس، و یا در شکل نمادهای تمامیت، و در کل، در کسوت هر موجودِ یاریرسان و یاریگر -چه جاندار و چه بیجان- به نمایش میگذارد. طومارهای نقّالی شاهنامه، از آنجا که بر بنیانِ حماسهها و اساطیر بنا نهاده شدهاند، میتوانند بهترین تجلّیگاه عناصر ناخودآگاهی و کهننمونهها باشند. طومار زریرینامه (موسوم به شاهنامۀ نقّالان) که جامعترین و طولانیترین طومار نقّالی شاهنامه است، از جملۀ همین طومارهاست، که نگارندگان بتفصیل، به بررسی نمادهای «خویش» در آن پرداختهاند و همگیِ این نمادها را در انواعِ: نمادهای انسانی، حیوانی، شیئی، کلامی، غیبی و آرامگاه مردگان طبقهبندی کردهاند.